supplemental

[ایالات متحده]/ˌsʌplə'mɛntl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اضافی; برای کامل کردن یا جبران چیزی اضافه شده

جملات نمونه

a business letter with a supplemental enclosure.

یک نامه تجاری با پیوست اضافی

The optical rotation detector was a perfect supplemental tool for chiral chromatography,which could provide the right information about dextrorotatory and levorotatory enantiomers.

تشخیص چرخش نوری یک ابزار مکمل عالی برای کروماتوگرافی chiral بود که می تواند اطلاعات مناسبی در مورد enantiomerهای dextrorotatory و levorotatory ارائه دهد.

Shanghai KoBo is one provider focused on high grade ironware and metal products in vessels. We play important role in the supplemental service of shipbuilding industry with rich experience.

شنگهای کوبو یکی از ارائه دهندگان متمرکز بر محصولات آهنی و فلزی با کیفیت بالا در کشتی ها است. ما نقش مهمی در ارائه خدمات مکمل صنعت کشتی سازی با تجربه غنی ایفا می کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید