video surveillance
نظارت تصویری
surveillance camera
دوربین مدار بسته
surveillance footage
تصاویر ضبط شده توسط دوربین های مدار بسته
surveillance system
سیستم نظارتی
surveillance radar
رادار نظارتی
electronic surveillance
نظارت الکترونیکی
surveillance ship
کشتی نظارتی
immune surveillance
نظارت ایمنی
The government increased surveillance in the area.
دولت نظارت در این منطقه را افزایش داد.
Surveillance cameras are installed in public places for security reasons.
به دلیل مسائل امنیتی، دوربینهای نظارتی در مکانهای عمومی نصب شدهاند.
The company conducts surveillance on employees' computer usage.
شرکت بر نحوه استفاده کارمندان از رایانه نظارت میکند.
The police used surveillance footage to identify the suspect.
پلیس از فیلمهای ضبط شده دوربینهای مدار بسته برای شناسایی مظنون استفاده کرد.
The surveillance team observed the target from a distance.
تیم نظارتی هدف را از راه دور زیر نظر داشت.
The new law allows for increased surveillance of online activities.
قانون جدید اجازه میدهد تا فعالیتهای آنلاین بیشتر مورد نظارت قرار گیرند.
The security guard is responsible for monitoring the surveillance cameras.
نگهبان وظیفه دارد دوربینهای نظارتی را زیر نظر داشته باشد.
The surveillance operation uncovered a major criminal network.
عملیات نظارتی یک شبکه جنایتکار بزرگ را کشف کرد.
The company's surveillance system detected unauthorized access to the server.
سیستم نظارتی شرکت دسترسی غیرمجاز به سرور را شناسایی کرد.
Surveillance technology has advanced significantly in recent years.
فناوری نظارتی در سالهای اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.
video surveillance
نظارت تصویری
surveillance camera
دوربین مدار بسته
surveillance footage
تصاویر ضبط شده توسط دوربین های مدار بسته
surveillance system
سیستم نظارتی
surveillance radar
رادار نظارتی
electronic surveillance
نظارت الکترونیکی
surveillance ship
کشتی نظارتی
immune surveillance
نظارت ایمنی
The government increased surveillance in the area.
دولت نظارت در این منطقه را افزایش داد.
Surveillance cameras are installed in public places for security reasons.
به دلیل مسائل امنیتی، دوربینهای نظارتی در مکانهای عمومی نصب شدهاند.
The company conducts surveillance on employees' computer usage.
شرکت بر نحوه استفاده کارمندان از رایانه نظارت میکند.
The police used surveillance footage to identify the suspect.
پلیس از فیلمهای ضبط شده دوربینهای مدار بسته برای شناسایی مظنون استفاده کرد.
The surveillance team observed the target from a distance.
تیم نظارتی هدف را از راه دور زیر نظر داشت.
The new law allows for increased surveillance of online activities.
قانون جدید اجازه میدهد تا فعالیتهای آنلاین بیشتر مورد نظارت قرار گیرند.
The security guard is responsible for monitoring the surveillance cameras.
نگهبان وظیفه دارد دوربینهای نظارتی را زیر نظر داشته باشد.
The surveillance operation uncovered a major criminal network.
عملیات نظارتی یک شبکه جنایتکار بزرگ را کشف کرد.
The company's surveillance system detected unauthorized access to the server.
سیستم نظارتی شرکت دسترسی غیرمجاز به سرور را شناسایی کرد.
Surveillance technology has advanced significantly in recent years.
فناوری نظارتی در سالهای اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید