swamps

[ایالات متحده]/swɒmps/
[بریتانیا]/swɑmps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناطق باتلاقی یا مردابی
vt. باعث غرق شدن یا تحت تأثیر قرار گرفتن
vi. غرق شدن یا تحت تأثیر قرار گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

swamps of despair

تالاب‌های ناامیدی

swamps of confusion

تالاب‌های سردرگمی

swamps of silence

تالاب‌های سکوت

swamps of sorrow

تالاب‌های اندوه

swamps of doubt

تالاب‌های تردید

swamps of fear

تالاب‌های ترس

swamps of uncertainty

تالاب‌های عدم اطمینان

swamps of regret

تالاب‌های پشیمانی

swamps of chaos

تالاب‌های هرج و مرج

swamps of neglect

تالاب‌های بی‌توجهی

جملات نمونه

many species of birds thrive in the swamps.

بسیاری از گونه‌های پرندگان در مرداب‌ها به خوبی رشد می‌کنند.

the swamps are home to a variety of wildlife.

مرداب‌ها زیستگاه انواع حیات وحش هستند.

we explored the swamps on a guided tour.

ما مرداب‌ها را در یک تور راهنما کاوش کردیم.

swamps play a crucial role in the ecosystem.

مرداب‌ها نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

some plants have adapted to survive in swamps.

برخی از گیاهان برای زنده ماندن در مرداب‌ها سازگار شده‌اند.

swamps can be difficult to navigate due to their muddy terrain.

به دلیل زمین شنی آنها، پیمایش در مرداب‌ها می‌تواند دشوار باشد.

we spotted alligators lurking in the swamps.

ما تمساح‌هایی را که در مرداب‌ها کمین کرده بودند، دیدیم.

swamps provide natural filtration for water quality.

مرداب‌ها فیلتراسیون طبیعی برای کیفیت آب فراهم می‌کنند.

hiking through the swamps can be an adventurous experience.

پیاده‌روی در مرداب‌ها می‌تواند یک تجربه ماجراجویانه باشد.

swamps are often rich in biodiversity.

مرداب‌ها اغلب از نظر تنوع زیستی غنی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید