symbiotics

[ایالات متحده]/ˌsɪm.bɪˈɒt.ɪks/
[بریتانیا]/ˌsɪm.biˈɑː.tɪks/

ترجمه

n. مطالعه هم زیستی

عبارات و ترکیب‌ها

symbiotics relationship

رابطه همزیستی

symbiotics benefits

مزایای همزیستی

symbiotics interaction

تعامل همزیستی

symbiotics theory

تئوری همزیستی

symbiotics model

مدل همزیستی

symbiotics organisms

ارگانیسم‌های همزیست

symbiotics network

شبکه همزیستی

symbiotics ecosystem

زیستگاه همزیستی

symbiotics applications

کاربردهای همزیستی

symbiotics research

تحقیقات همزیستی

جملات نمونه

symbiotics play a crucial role in maintaining ecological balance.

همزیستی‌ها نقش مهمی در حفظ تعادل اکولوژیکی ایفا می‌کنند.

the study of symbiotics can lead to new agricultural practices.

مطالعه همزیستی‌ها می‌تواند منجر به روش‌های کشاورزی جدید شود.

many plants rely on symbiotics for nutrient absorption.

گیاهان زیادی برای جذب مواد مغذی به همزیستی‌ها متکی هستند.

understanding symbiotics helps us appreciate biodiversity.

درک همزیستی‌ها به ما کمک می‌کند تا از تنوع زیستی قدردانی کنیم.

symbiotics can enhance the growth of certain microorganisms.

همزیستی‌ها می‌توانند باعث افزایش رشد برخی از میکروارگانیسم‌ها شوند.

research on symbiotics is essential for sustainable development.

تحقیقات در مورد همزیستی‌ها برای توسعه پایدار ضروری است.

symbiotics often involve mutual benefits for both parties.

همزیستی‌ها اغلب شامل منافع متقابل برای هر دو طرف می‌شود.

some animals have evolved to form symbiotics with plants.

برخی از حیوانات برای تشکیل همزیستی با گیاهان تکامل یافته‌اند.

symbiotics can be found in various ecosystems around the world.

همزیستی‌ها را می‌توان در اکوسیستم‌های مختلف در سراسر جهان یافت.

the concept of symbiotics is important in ecology and biology.

مفهوم همزیستی‌ها در اکولوژی و زیست‌شناسی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید