sympathizers

[ایالات متحده]/sɪmˈpæθaɪzəz/
[بریتانیا]/sɪmˈpæθəˌzaɪzərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که همدردی یا حمایت از یک دلیل خاص را نشان می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

political sympathizers

همدردان سیاسی

enemy sympathizers

همدردان دشمن

sympathizers rally

همایش همدردان

sympathizers group

گروه همدردان

sympathizers network

شبکه همدردان

supportive sympathizers

همدردان حامی

sympathizers meeting

جلسه همدردان

sympathizers action

اقدام همدردان

sympathizers voice

صدای همدردان

sympathizers alliance

ائتلاف همدردان

جملات نمونه

many sympathizers joined the cause to support the movement.

بسیاری از همدردان به منظور حمایت از جنبش به این هدف پیوستند.

the sympathizers organized a rally to raise awareness.

همدردان یک تظاهرات برای افزایش آگاهی سازماندهی کردند.

sympathizers often gather to discuss their shared beliefs.

همدردان اغلب گرد هم می آیند تا باورهای مشترک خود را مورد بحث قرار دهند.

she found a group of sympathizers who shared her views.

او گروهی از همدردان را که با او هم نظر بودند، پیدا کرد.

sympathizers provided financial support for the charity.

همدردان از خیریه حمایت مالی کردند.

many sympathizers expressed their opinions on social media.

بسیاری از همدردان نظرات خود را در رسانه های اجتماعی بیان کردند.

the group of sympathizers planned a community event.

گروه همدردان یک رویداد اجتماعی برنامه ریزی کرد.

sympathizers often volunteer their time to help others.

همدردان اغلب وقت خود را برای کمک به دیگران داوطلب می کنند.

some sympathizers wrote letters to their local representatives.

برخی از همدردان نامه ای به نمایندگان محلی خود نوشتند.

sympathizers believe in the importance of their cause.

همدردان به اهمیت هدف خود باور دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید