| جمع | ta-tas |
ta-ta for now
تا بعد
ta-ta, darling!
تا بعد، عزیزم!
say ta-ta
بگو تا-تا
ta-ta time
زمان تا-تا
ta-ta later
تا بعد
ta-ta, see you
تا-تا، خداحافظ
ta-ta goodbye
تا-تا، خداحافظ
ta-ta then
تا بعد
ta-ta friends
تا-تا دوستان
ta-ta soon
تا زود
i waved ta-ta to my friends as i left the party.
من خداحافظی کردم با دوستانم وقتی از مهمانی خارج شدم.
she said ta-ta to her colleagues before heading home.
او با همکارانش خداحافظی کرد قبل از اینکه به خانه برود.
he gave a cheerful ta-ta over the phone.
او با خوشحالی از طریق تلفن خداحافظی کرد.
the children shouted ta-ta to the departing bus.
کودکان با اتوبوس عزیمت خداحافظی کردند.
we exchanged a quick ta-ta at the airport gate.
ما در دروازه فرودگاه به سرعت خداحافظی کردیم.
she blew a ta-ta and a kiss to her family.
او با خداحافظی و بوسه برای خانوادهاش خداحافظی کرد.
he sent a ta-ta email to his team.
او یک ایمیل خداحافظی برای تیمش ارسال کرد.
they said ta-ta and promised to stay in touch.
آنها خداحافظی کردند و قول دادند در ارتباط باشند.
i gave a final ta-ta before closing the door.
من قبل از بستن درم خداحافظی نهایی کردم.
she offered a warm ta-ta to the guests.
او با مهمانان خداحافظی گرمی کرد.
he simply said ta-ta and walked away.
او فقط خداحافظی کرد و دور شد.
ta-ta for now
تا بعد
ta-ta, darling!
تا بعد، عزیزم!
say ta-ta
بگو تا-تا
ta-ta time
زمان تا-تا
ta-ta later
تا بعد
ta-ta, see you
تا-تا، خداحافظ
ta-ta goodbye
تا-تا، خداحافظ
ta-ta then
تا بعد
ta-ta friends
تا-تا دوستان
ta-ta soon
تا زود
i waved ta-ta to my friends as i left the party.
من خداحافظی کردم با دوستانم وقتی از مهمانی خارج شدم.
she said ta-ta to her colleagues before heading home.
او با همکارانش خداحافظی کرد قبل از اینکه به خانه برود.
he gave a cheerful ta-ta over the phone.
او با خوشحالی از طریق تلفن خداحافظی کرد.
the children shouted ta-ta to the departing bus.
کودکان با اتوبوس عزیمت خداحافظی کردند.
we exchanged a quick ta-ta at the airport gate.
ما در دروازه فرودگاه به سرعت خداحافظی کردیم.
she blew a ta-ta and a kiss to her family.
او با خداحافظی و بوسه برای خانوادهاش خداحافظی کرد.
he sent a ta-ta email to his team.
او یک ایمیل خداحافظی برای تیمش ارسال کرد.
they said ta-ta and promised to stay in touch.
آنها خداحافظی کردند و قول دادند در ارتباط باشند.
i gave a final ta-ta before closing the door.
من قبل از بستن درم خداحافظی نهایی کردم.
she offered a warm ta-ta to the guests.
او با مهمانان خداحافظی گرمی کرد.
he simply said ta-ta and walked away.
او فقط خداحافظی کرد و دور شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید