talent

[ایالات متحده]/ˈtælənt/
[بریتانیا]/ˈtælənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی طبیعی، مهارت یا استعداد؛ فرد با استعداد یا ماهر.
Word Forms
جمعtalents

عبارات و ترکیب‌ها

natural talent

استعداد ذاتی

raw talent

استعداد خام

hidden talent

استعداد پنهان

musical talent

استعداد موسیقیایی

artistic talent

استعداد هنری

talent for

استعداد برای

talent development

توسعه استعداد

talent show

نمایش استعداد

talent education

آموزش استعداد

talent pool

استخر استعداد

literary talent

استعداد ادبی

talent scout

کشف‌کننده استعداد

inter-disciplinary talent

استعداد بین رشته‌ای

talent agency

آژانس استعداد

جملات نمونه

an innate talent for drawing

استعداد ذاتی برای نقاشی

an inborn talent for art

استعداد ذاتی برای هنر

There was a lot of talent in this city.

مقدار زیادی استعداد در این شهر وجود داشت.

there is a dearth of talent at middle level.

در سطح میانی، کمبود استعداد وجود دارد.

a precocious talent for computing.

استعدادی زودرس برای محاسبات.

Talent is his boast.

استعداد او مباحات اوست.

the drain of young talent by emigration.

فرسایش استعدادهای جوان به دلیل مهاجرت.

there is enough talent in the team to stop the rot .

تیم استعداد کافی برای متوقف کردن روند نزول دارد.

at Murrayfield his talent shone through.

در موریفیلد، استعداد او به خوبی نمایان شد.

a talented young musician.

یک نوازنده جوان با استعداد.

permitting their talents free scope.

به آنها اجازه دهید استعدادهای خود را آزادانه به کار گیرند.

a waste of talent; gone to waste.

هدر رفتن استعداد؛ از بین رفتن.

You obviously have an innate talent for music.

شما به وضوح استعداد ذاتی برای موسیقی دارید.

a dazzling array of talent

یک مجموعه درخشان از استعداد

Ade is regarded as a talented youth.

آده به عنوان یک جوان با استعداد در نظر گرفته می شود.

His artistic talents flowered early.

استعدادات هنری او در اوایل شکوفا شد.

she was blessed with talent and charm in abundance.

او با استعداد و جذابیت فراوان موهبت داده شده بود.

نمونه‌های واقعی

So it's really about talent acquisition and talent retainment.

بسیار زیاد در مورد جذب استعداد و حفظ استعداد است.

منبع: CNN 10 Student English February 2020 Compilation

Leadership is the catalyst for transforming those talents into results.

رهبری کاتالیزور تبدیل آن استعدادها به نتایج است.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

No, but I have talent, and to most audiences, talent trumps family.

نه، اما من استعداد دارم و برای اکثر مخاطبان، استعداد برتری بر خانواده دارد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

The artist had an innate talent for painting.

هنرمند استعداد ذاتی در نقاشی داشت.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Some people believed he simply had no talent.

برخی افراد معتقد بودند که اصلاً استعداد نداشت.

منبع: Bedtime stories for children

Are there any hidden talent that you have?

آیا استعدادهای پنهانی دارید؟

منبع: Idol speaks English fluently.

The girl has a talent for music.

آن دختر استعداد موسیقی دارد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Bill has an inborn talent for music.

بیل استعداد ذاتی برای موسیقی دارد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

We will call up the greatest talents.

ما بزرگترین استعدادها را فراخوان خواهیم کرد.

منبع: VOA Standard English_Europe

They know how to attract appropriate talent.

آنها می دانند چگونه استعداد مناسب را جذب کنند.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید