tallness

[ایالات متحده]/ˈtɔːlnəs/
[بریتانیا]/ˈtɔlnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بلند بودن; اندازه‌گیری اینکه چیزی چقدر بلند است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

great tallness

قد عظیم

natural tallness

قد طبیعی

impressive tallness

قد چشمگیر

unusual tallness

قد غیرمعمول

remarkable tallness

قد قابل توجه

extreme tallness

قد بسیار زیاد

average tallness

قد متوسط

relative tallness

قد نسبی

overall tallness

قد کلی

perceived tallness

قد درک شده

جملات نمونه

the tallness of the building impressed everyone.

قد ساختمان همه را تحت تاثیر قرار داد.

her tallness gave her an advantage in basketball.

قد بلندش در بسکتبال به او برتری داد.

tallness can often be seen as a sign of health.

اغراقاً قد بلند به عنوان نشانه ای از سلامتی دیده می شود.

the tallness of the trees created a beautiful canopy.

قد درختان یک سقف زیبا ایجاد کرد.

he was self-conscious about his tallness in school.

او در مدرسه در مورد قدش احساس ناامنی می کرد.

many models are chosen for their tallness.

بسیاری از مدل ها به دلیل قدشان انتخاب می شوند.

her tallness made her stand out in the crowd.

قد بلندش باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.

tallness can be an advantage in some sports.

قد بلند می تواند در برخی ورزش ها یک مزیت باشد.

he admired the tallness of the mountains in the distance.

او به قد کوه های دوردست احترام می گذاشت.

the tallness of the statue made it a popular tourist attraction.

قد مجسمه آن را به یک جاذبه توریستی محبوب تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید