talons

[ایالات متحده]/ˈtælənz/
[بریتانیا]/ˈtælənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چنگال‌های یک پرنده شکاری؛ انگشتان مشابه چنگال؛ اشیاء شبیه چنگال؛ برآمدگی‌های نوک‌دار قفل فنری

عبارات و ترکیب‌ها

sharp talons

پنجه‌های تیز

clawed talons

چنگال‌های منقاردار

eagle talons

چنگال‌های عقاب

bird talons

چنگال‌های پرنده

predatory talons

چنگال‌های شکارچی

grasping talons

چنگال‌های در دست گرفتن

talons extended

چنگال‌های کشیده شده

curved talons

چنگال‌های منحنی

talons ready

چنگال‌های آماده

strong talons

چنگال‌های قوی

جملات نمونه

the eagle uses its sharp talons to catch prey.

بازها از چنگال‌های تیز خود برای گرفتن طعمه استفاده می‌کند.

birds of prey have powerful talons for hunting.

پرندگان شکاری برای شکار چنگال‌های قدرتمندی دارند.

the talons of the hawk are extremely strong.

چنگال‌های شاهین بسیار قوی هستند.

she admired the beautiful talons of the falcon.

او به چنگال‌های زیبای شاهین خیره شد.

many reptiles also have sharp talons for climbing.

بسیاری از خزندگان نیز چنگال‌های تیز برای بالا رفتن دارند.

the talons of the owl are designed for silent flight.

چنگال‌های جغد برای پرواز بی‌صدا طراحی شده‌اند.

he felt the talons of the bird grip his arm.

او احساس کرد که چنگال‌های پرنده دستش را گرفته است.

in mythology, dragons are often depicted with fierce talons.

در اساطیر، اژدها اغلب با چنگال‌های خشمگین به تصویر کشیده می‌شوند.

the trainer carefully managed the bird's talons during the demonstration.

مربی به دقت چنگال‌های پرنده را در طول نمایش مدیریت کرد.

she painted a stunning image of a bird with colorful talons.

او تصویری خیره‌کننده از یک پرنده با چنگال‌های رنگارنگ نقاشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید