tangerines

[ایالات متحده]/ˌtæn.dʒəˈriːnz/
[بریتانیا]/ˌtæn.dʒəˈriːnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی میوه مرکبات کوچک با پوستی شل

عبارات و ترکیب‌ها

fresh tangerines

نارنج‌های تازه

ripe tangerines

نارنج‌های رسیده

sweet tangerines

نارنج‌های شیرین

tangerines salad

سالاد نارنج

tangerines juice

آب نارنج

tangerines slices

ورقه‌های نارنج

tangerines tree

درخت نارنج

tangerines season

فصل نارنج

tangerines market

بازار نارنج

tangerines aroma

عطر نارنج

جملات نمونه

i love to eat tangerines in the morning.

من عاشق خوردن نارنگی در صبح هستم.

she made a delicious tangerine cake.

او یک کیک نارنگی خوشمزه درست کرد.

we bought a box of fresh tangerines.

ما یک جعبه نارنگی تازه خریدیم.

tangerines are my favorite fruit.

نارنگی‌ها میوه مورد علاقه من هستند.

he shared tangerines with his friends.

او نارنگی را با دوستانش به اشتراک گذاشت.

they planted tangerines in their garden.

آنها نارنگی را در باغ خود کاشتند.

she squeezed tangerines to make juice.

او برای درست کردن آبمیوه نارنگی را آب کرد.

we enjoyed tangerines during the picnic.

ما از خوردن نارنگی در هنگام پیک نیک لذت بردیم.

he prefers tangerines over oranges.

او ترجیح می دهد نارنگی را به پرتقال.

tangerines are rich in vitamin c.

نارنگی سرشار از ویتامین سی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید