taurine

[ایالات متحده]/ˈtɔːriːn/
[بریتانیا]/ˈtɔːrˌin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به گاو; از صورت فلکی ثور
n. یک اسید سولفونیک مشتق شده از تائورین; 2-آمینو اتان سولفونیک اسید
Word Forms
جمعtaurines

عبارات و ترکیب‌ها

taurine supplement

مکمل تورین

taurine levels

سطح تورین

taurine benefits

فواید تورین

taurine sources

منابع تورین

taurine drink

نوشیدنی تورین

taurine content

مقدار تورین

taurine rich

غنی از تورین

taurine effects

اثرات تورین

taurine dosage

دوز تورین

taurine research

تحقیقات تورین

جملات نمونه

taurine is often found in energy drinks.

تاورین اغلب در نوشیدنی‌های انرژی‌زا یافت می‌شود.

some studies suggest that taurine may improve athletic performance.

برخی از مطالعات نشان می‌دهند که تاورین ممکن است عملکرد ورزشی را بهبود بخشد.

taurine plays a crucial role in cardiovascular health.

تاورین نقش مهمی در سلامت قلب و عروق ایفا می‌کند.

many people take taurine supplements for its potential benefits.

بسیاری از افراد مکمل‌های تاورین را برای فواید احتمالی آن مصرف می‌کنند.

taurine is also important for eye health.

تاورین همچنین برای سلامت چشم مهم است.

research indicates that taurine may help reduce anxiety.

تحقیقات نشان می‌دهد که تاورین ممکن است به کاهش اضطراب کمک کند.

some pet foods contain taurine to support feline health.

برخی از غذاهای حیوانات خانگی حاوی تاورین برای حمایت از سلامت گربه‌ها هستند.

taurine is synthesized in the body from cysteine.

تاورین در بدن از سیستئین سنتز می‌شود.

people often consume taurine to enhance mental focus.

افراد اغلب تاورین را مصرف می‌کنند تا تمرکز ذهنی را افزایش دهند.

deficiency of taurine can lead to various health issues.

کمبود تاورین می‌تواند منجر به مشکلات بهداشتی مختلف شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید