taxonomer

[ایالات متحده]/tækˈsɒnəmə/
[بریتانیا]/tækˈsɑːnəmər/

ترجمه

n. کسی که موجودات را طبقه‌بندی می‌کند
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

expert taxonomer

متخصص طبقه‌بندی‌گر

field taxonomer

طبقه‌بندی‌گر میدانی

senior taxonomer

طبقه‌بندی‌گر ارشد

junior taxonomer

طبقه‌بندی‌گر جونیور

marine taxonomer

طبقه‌بندی‌گر دریایی

plant taxonomer

طبقه‌بندی‌گر گیاهان

animal taxonomer

طبقه‌بندی‌گر حیوانات

professional taxonomer

طبقه‌بندی‌گر حرفه‌ای

taxonomer role

نقش طبقه‌بندی‌گر

taxonomer duties

وظایف طبقه‌بندی‌گر

جملات نمونه

a taxonomer studies the classification of living organisms.

یک طبقه‌بندی‌شناس مطالعه طبقه‌بندی موجودات زنده را انجام می‌دهد.

the taxonomer identified several new species last year.

طبقه‌بندی‌شناس سال گذشته چندین گونه جدید را شناسایی کرد.

being a taxonomer requires a strong background in biology.

طبقه بندی شناسی بودن نیازمند پیشینه قوی در زیست شناسی است.

the taxonomer's work is crucial for biodiversity conservation.

کار طبقه‌بندی‌شناس برای حفاظت از تنوع زیستی بسیار مهم است.

taxonomers often collaborate with ecologists on research projects.

طبقه‌بندی‌شناسان اغلب با اکولوژیست‌ها در پروژه‌های تحقیقاتی همکاری می‌کنند.

the taxonomer published a paper on plant classification.

طبقه‌بندی‌شناس مقاله‌ای در مورد طبقه‌بندی گیاهان منتشر کرد.

a taxonomer must keep up with the latest scientific discoveries.

یک طبقه‌بندی‌شناس باید از آخرین اکتشافات علمی مطلع باشد.

taxonomers play a key role in understanding ecosystems.

طبقه‌بندی‌شناسان نقش مهمی در درک اکوسیستم‌ها دارند.

the taxonomer attended a conference on marine biology.

طبقه‌بندی‌شناس در کنفرانسی در مورد زیست‌شناسی دریایی شرکت کرد.

many taxonomers specialize in specific groups of organisms.

بسیاری از طبقه‌بندی‌شناسان در گروه‌های خاصی از موجودات تخصص دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید