| جمع | teddies |
teddy bear
خرس عروسکی
cuddly teddy
خرس عروسکی باحال
soft teddy toy
اسباب بازی خرس نرم
teddy for kids
خرس برای کودکان
fluffy teddy bear
خرس عروسکی پشمالو
teddy roosevelt
تدی روزولت
Teddy bears are lovable toys.
خرسهای تدی اسباببازیهای دوستداشتنی هستند.
Teddy Taylor, MP (Con).
تهدی تیلور، نماینده مجلس (کلاهبردار).
Teddy taught me a thing or two about wine.
تدی چند نکته در مورد شراب به من یاد داد.
Teddy is a great believer in finding happy medium.
تدی یک طرفدار بزرگ یافتن راه حل میانه است.
Minnie or Moe Teddy Basket with Peter Rabbit Album or My First Year Book, Hen Mobile &Trim, baby items (twinset, booties, socks &hat) and mini bouquet.
سبد مینی یا موی تدی با آلبوم خرگوش پیتر یا کتاب سال اول من، ماشین مرغ و تزئینات، اقلام نوزاد (ست دوقلو، جوراب های پا، جوراب و کلاه) و دسته گل کوچک.
She cuddled her teddy bear for comfort.
او برای آرامش خرس عرکسی خود را در آغوش گرفت.
He gifted her a fluffy teddy on Valentine's Day.
او یک خرس عرکسی پشمی به او در روز ولنتاین هدیه داد.
The child held onto their teddy tightly while sleeping.
کودک در حالی که میخوابید، خرس عرکسی خود را محکم در آغوش گرفت.
The teddy bear's button eyes were sewn on securely.
چشمان دکمهای خرس عرکسی به طور ایمن دوخته شده بودند.
She placed the teddy bear on the shelf as a decoration.
او خرس عرکسی را به عنوان تزئیناتی روی قفسه قرار داد.
The teddy bear's fur was soft to the touch.
موهای خرس عرکسی برای لمس کردن نرم بود.
Children often find comfort in hugging their teddy bears.
کودکان اغلب در آغوش گرفتن خرس عرکسی خود آرامش پیدا میکنند.
The teddy bear's bow tie added a touch of charm.
کراوات خرس عرکسی کمی جذابیت به آن اضافه کرد.
She collected teddy bears from different countries as souvenirs.
او به عنوان سوغاتی، خرسهای عرکسی را از کشورهای مختلف جمعآوری کرد.
The teddy bear's smile seemed to brighten the room.
لبخند خرس عرکسی به نظر میرسید که اتاق را روشن میکند.
teddy bear
خرس عروسکی
cuddly teddy
خرس عروسکی باحال
soft teddy toy
اسباب بازی خرس نرم
teddy for kids
خرس برای کودکان
fluffy teddy bear
خرس عروسکی پشمالو
teddy roosevelt
تدی روزولت
Teddy bears are lovable toys.
خرسهای تدی اسباببازیهای دوستداشتنی هستند.
Teddy Taylor, MP (Con).
تهدی تیلور، نماینده مجلس (کلاهبردار).
Teddy taught me a thing or two about wine.
تدی چند نکته در مورد شراب به من یاد داد.
Teddy is a great believer in finding happy medium.
تدی یک طرفدار بزرگ یافتن راه حل میانه است.
Minnie or Moe Teddy Basket with Peter Rabbit Album or My First Year Book, Hen Mobile &Trim, baby items (twinset, booties, socks &hat) and mini bouquet.
سبد مینی یا موی تدی با آلبوم خرگوش پیتر یا کتاب سال اول من، ماشین مرغ و تزئینات، اقلام نوزاد (ست دوقلو، جوراب های پا، جوراب و کلاه) و دسته گل کوچک.
She cuddled her teddy bear for comfort.
او برای آرامش خرس عرکسی خود را در آغوش گرفت.
He gifted her a fluffy teddy on Valentine's Day.
او یک خرس عرکسی پشمی به او در روز ولنتاین هدیه داد.
The child held onto their teddy tightly while sleeping.
کودک در حالی که میخوابید، خرس عرکسی خود را محکم در آغوش گرفت.
The teddy bear's button eyes were sewn on securely.
چشمان دکمهای خرس عرکسی به طور ایمن دوخته شده بودند.
She placed the teddy bear on the shelf as a decoration.
او خرس عرکسی را به عنوان تزئیناتی روی قفسه قرار داد.
The teddy bear's fur was soft to the touch.
موهای خرس عرکسی برای لمس کردن نرم بود.
Children often find comfort in hugging their teddy bears.
کودکان اغلب در آغوش گرفتن خرس عرکسی خود آرامش پیدا میکنند.
The teddy bear's bow tie added a touch of charm.
کراوات خرس عرکسی کمی جذابیت به آن اضافه کرد.
She collected teddy bears from different countries as souvenirs.
او به عنوان سوغاتی، خرسهای عرکسی را از کشورهای مختلف جمعآوری کرد.
The teddy bear's smile seemed to brighten the room.
لبخند خرس عرکسی به نظر میرسید که اتاق را روشن میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید