teensy

[ایالات متحده]/ˈtiːnsi/
[بریتانیا]/ˈtiːnsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

teensy weensy

خیلی کوچک

teensy bit

خیلی کوچک

teensy tiny

خیلی کوچک

teensy little

خیلی کوچک

teensy size

اندازه خیلی کوچک

teensy amount

مقدار خیلی کوچک

teensy fraction

کسر خیلی کوچک

teensy detail

جزئیات خیلی کوچک

teensy problem

مشکل خیلی کوچک

teensy change

تغییر خیلی کوچک

جملات نمونه

the kitten is just a teensy bit shy.

گربه کوچولو فقط کمی خجالتی است.

can you give me a teensy amount of sugar?

می‌توانی مقدار کمی شکر به من بدهی؟

she wore a teensy dress for the party.

او یک لباس کوچک برای مهمانی پوشید.

there's a teensy chance of rain today.

احتمال بارش امروز کمی وجود دارد.

he made a teensy mistake in his calculations.

او یک اشتباه کوچک در محاسبات خود مرتکب شد.

the puppy is only a teensy bit larger than a mouse.

سگ کوچولو فقط کمی بزرگتر از یک موش است.

can you turn down the music a teensy bit?

می‌توانی کمی صدای موسیقی را کم کنی؟

she has a teensy crush on her classmate.

او کمی دلباخته همکلاسی خود است.

the cake has a teensy layer of frosting on top.

کیک یک لایه نازک خمیر شکلاتی روی آن دارد.

there was a teensy misunderstanding between them.

یک سوء تفاهم کوچک بین آنها وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید