telecommute

[ایالات متحده]/ˌtɛlɪkəˈmjuːt/
[بریتانیا]/ˌtɛlɪkəˈmjuːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. از راه دور با استفاده از یک ترمینال کامپیوتری کار کنید؛ از خانه با استفاده از یک ترمینال کامپیوتری متصل به محل کار کار کنید

عبارات و ترکیب‌ها

telecommute option

گزینه دورکاری

telecommute policy

سیاست دورکاری

telecommute schedule

برنامه دورکاری

telecommute benefits

مزایای دورکاری

telecommute regularly

به طور منظم دورکاری کنید

telecommute work

کار دورکاری

telecommute arrangement

چیدمان دورکاری

telecommute team

تیم دورکاری

telecommute day

روز دورکاری

telecommute software

نرم‌افزار دورکاری

جملات نمونه

many employees prefer to telecommute to save time.

بسیاری از کارمندان ترجیح می‌دهند برای صرفه‌جویی در وقت به صورت از راه دور کار کنند.

companies are increasingly offering telecommute options.

شرکت‌ها به طور فزاینده‌ای گزینه‌های کار از راه دور را ارائه می‌دهند.

she decided to telecommute to avoid the daily commute.

او تصمیم گرفت برای جلوگیری از رفت و آمد روزانه به صورت از راه دور کار کند.

it's essential to set boundaries when you telecommute.

هنگامی که از راه دور کار می‌کنید، تعیین مرزها ضروری است.

some people find it challenging to telecommute effectively.

برخی از افراد کار از راه دور را به طور مؤثر چالش‌برانگیز می‌دانند.

she often telecommutes to manage her family responsibilities.

او اغلب برای مدیریت مسئولیت‌های خانوادگی خود از راه دور کار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید