telescoping

[ایالات متحده]/ˈtɛlɪskəʊpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɛlɪskoʊpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی وسیله نقلیه یا سیستم که می‌تواند گسترش یا انقباض یابد
v. شکل حال استمراری تلسکوپ؛ گسترش یا انقباض یافتن مانند یک تلسکوپ

عبارات و ترکیب‌ها

telescoping ladder

نردبان تلسکوپی

telescoping pole

قطب تلسکوپی

telescoping mirror

آینه تلسکوپی

telescoping design

طراحی تلسکوپی

telescoping handle

دسته تلسکوپی

telescoping tool

ابزار تلسکوپی

telescoping arm

بازوی تلسکوپی

telescoping system

سیستم تلسکوپی

telescoping frame

قاب تلسکوپی

telescoping structure

ساختار تلسکوپی

جملات نمونه

the telescoping design makes it easy to store the ladder.

طراحی تلسکوپی باعث می‌شود ذخیره کردن نردبان آسان باشد.

telescoping antennas are commonly used in portable devices.

آنتن‌های تلسکوپی معمولاً در دستگاه‌های قابل حمل استفاده می‌شوند.

the telescoping feature allows for adjustable lengths.

ویژگی تلسکوپی امکان تنظیم طول را فراهم می‌کند.

he was fascinated by the telescoping mechanism of the toy.

او مجذوب مکانیزم تلسکوپی اسباب‌بازی شد.

telescoping tubes are essential in many scientific instruments.

لوله های تلسکوپی در بسیاری از ابزارهای علمی ضروری هستند.

the telescoping design of the camera tripod makes it versatile.

طراحی تلسکوپی سه‌پایه دوربین آن را همه‌کاره می‌کند.

they developed a telescoping handle for easier maneuverability.

آنها یک دسته تلسکوپی برای سهولت مانور توسعه دادند.

telescoping structures can be found in modern architecture.

ساختارهای تلسکوپی را می‌توان در معماری مدرن یافت.

the telescoping feature of this tool enhances its usability.

ویژگی تلسکوپی این ابزار کارایی آن را افزایش می‌دهد.

she admired the telescoping design of the new umbrella.

او طراحی تلسکوپی چتر جدید را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید