telescopist

[ایالات متحده]/ˈtɛlɪskəpɪst/
[بریتانیا]/ˈtɛlɪskoʊpɪst/

ترجمه

n. شخصی که از تلسکوپ استفاده می‌کند؛ یک ناظر ماهر که از تلسکوپ استفاده می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

amateur telescopist

تلسکوپیست آماتور

professional telescopist

تلسکوپیست حرفه‌ای

experienced telescopist

تلسکوپیست با تجربه

novice telescopist

تلسکوپیست مبتدی

skilled telescopist

تلسکوپیست ماهر

enthusiastic telescopist

تلسکوپیست مشتاق

dedicated telescopist

تلسکوپیست متعهد

hobbyist telescopist

تلسکوپیست سرگرمی

local telescopist

تلسکوپیست محلی

passionate telescopist

تلسکوپیست پرشور

جملات نمونه

the telescopist observed the distant stars.

تلسکوپیست ستارگان دوردست را مشاهده کرد.

as a telescopist, she spent nights studying the moon.

همکاری به عنوان یک تلسکوپیست، شب‌ها را صرف مطالعه ماه کرد.

the telescopist shared her findings at the conference.

تلسکوپیست یافته های خود را در کنفرانس به اشتراک گذاشت.

he became a telescopist after years of training.

او پس از سال ها آموزش به یک تلسکوپیست تبدیل شد.

the telescopist used a powerful telescope for the research.

تلسکوپیست از یک تلسکوپ قدرتمند برای تحقیق استفاده کرد.

many telescopists collaborate on large astronomical projects.

تعداد زیادی تلسکوپیست در پروژه های نجومی بزرگ همکاری می کنند.

the telescopist discovered a new comet last year.

تلسکوپیست سال گذشته یک دنباله دار جدید کشف کرد.

her passion as a telescopist drives her to explore the universe.

اشتیاق او به عنوان یک تلسکوپیست او را به کاوش در جهان هستی سوق می دهد.

the telescopist published a paper on black holes.

تلسکوپیست مقاله‌ای در مورد سیاهچاله ها منتشر کرد.

being a telescopist requires patience and dedication.

تلسکوپی بودن نیاز به صبر و تعهد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید