theatricals

[ایالات متحده]/θiˈætrɪkəlz/
[بریتانیا]/θiˈætrɪkəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (آماتور) اجراهای تئاتری; هنرهای نمایشی; بازیگران حرفه‌ای; تئاتری (جمع تئاتری)
adj. تئاتری; نمایشی; دراماتیک

عبارات و ترکیب‌ها

live theatricals

نمایش‌های زنده

musical theatricals

نمایش‌های موزیکال

theatricals performance

اجرای نمایش

theatricals festival

جشنواره تئاتر

theatricals show

نمایش تئاتر

theatricals company

شرکت تئاتر

theatricals arts

هنرهای نمایشی

theatricals scene

صحنه تئاتر

theatricals production

تولید تئاتر

theatricals director

کارگردان تئاتر

جملات نمونه

the theatricals of the performance captivated the audience.

نمایش‌های تئاترگونه اجرا، مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she studied theatricals in college to pursue her passion for acting.

او نمایشنامه نویسي را در دانشگاه مطالعه کرد تا اشتیاق خود را به بازیگری دنبال کند.

the theatricals involved elaborate costumes and stunning visuals.

نمایش‌ها شامل لباس‌های پیچیده و جلوه‌های بصری خیره‌کننده بود.

he often critiques theatricals for their artistic merit.

او اغلب نمایش‌ها را به دلیل ارزش هنری آنها مورد انتقاد قرار می‌دهد.

the school organized theatricals to showcase student talent.

مدرسه نمایش‌ها را برای نشان دادن استعداد دانش آموزان سازماندهی کرد.

her love for theatricals began at a young age.

عشق او به نمایش‌ها از سنین پایین شروع شد.

the theatricals were a mix of comedy and drama.

نمایش‌ها ترکیبی از کمدی و درام بود.

many theatricals are inspired by classic literature.

بسیاری از نمایش‌ها از ادبیات کلاسیک الهام گرفته‌اند.

the director is known for his innovative approach to theatricals.

کارگردان به دلیل رویکرد نوآورانه خود به نمایش‌ها شناخته شده است.

attending theatricals can be a great cultural experience.

شرکت در نمایش‌ها می‌تواند یک تجربه فرهنگی عالی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید