theorists debate
دانشمندان در مورد آن بحث می کنند
theorists argue
دانشمندان استدلال می کنند
theorists propose
دانشمندان پیشنهاد می کنند
theorists suggest
دانشمندان پیشنهاد می دهند
theorists examine
دانشمندان بررسی می کنند
theorists analyze
دانشمندان تجزیه و تحلیل می کنند
theorists predict
دانشمندان پیش بینی می کنند
theorists challenge
دانشمندان به چالش می کشند
theorists clarify
دانشمندان روشن می کنند
theorists influence
دانشمندان بر آن تأثیر می گذارند
the theorists propose a new model for understanding human behavior.
محققان یک مدل جدید برای درک رفتار انسان پیشنهاد میکنند.
many theorists argue that climate change is a pressing issue.
بسیاری از نظریهپردازان استدلال میکنند که تغییرات آب و هوایی یک مسئله فوری است.
the theorists have different views on the origins of the universe.
نظریهپردازان دیدگاههای متفاوتی در مورد منشأ جهان دارند.
some theorists believe that time travel is theoretically possible.
برخی از نظریهپردازان معتقدند که سفر در زمان از نظر تئوری امکان پذیر است.
the theorists' ideas influence modern scientific research.
ایدههای نظریهپردازان بر تحقیقات علمی مدرن تأثیر میگذارد.
critics often challenge the assumptions made by theorists.
منتقدان اغلب فرضیات مطرح شده توسط نظریهپردازان را به چالش میکشند.
the theorists collaborated to publish their findings.
نظریهپردازان برای انتشار یافتههای خود با یکدیگر همکاری کردند.
some theorists focus on the psychological aspects of learning.
برخی از نظریهپردازان بر جنبههای روانشناختی یادگیری تمرکز میکنند.
the theorists presented their work at an international conference.
نظریهپردازان کار خود را در یک کنفرانس بینالمللی ارائه کردند.
in academia, theorists often debate various methodologies.
در دانشگاه، نظریهپردازان اغلب روششناسیهای مختلف را مورد بحث قرار میدهند.
theorists debate
دانشمندان در مورد آن بحث می کنند
theorists argue
دانشمندان استدلال می کنند
theorists propose
دانشمندان پیشنهاد می کنند
theorists suggest
دانشمندان پیشنهاد می دهند
theorists examine
دانشمندان بررسی می کنند
theorists analyze
دانشمندان تجزیه و تحلیل می کنند
theorists predict
دانشمندان پیش بینی می کنند
theorists challenge
دانشمندان به چالش می کشند
theorists clarify
دانشمندان روشن می کنند
theorists influence
دانشمندان بر آن تأثیر می گذارند
the theorists propose a new model for understanding human behavior.
محققان یک مدل جدید برای درک رفتار انسان پیشنهاد میکنند.
many theorists argue that climate change is a pressing issue.
بسیاری از نظریهپردازان استدلال میکنند که تغییرات آب و هوایی یک مسئله فوری است.
the theorists have different views on the origins of the universe.
نظریهپردازان دیدگاههای متفاوتی در مورد منشأ جهان دارند.
some theorists believe that time travel is theoretically possible.
برخی از نظریهپردازان معتقدند که سفر در زمان از نظر تئوری امکان پذیر است.
the theorists' ideas influence modern scientific research.
ایدههای نظریهپردازان بر تحقیقات علمی مدرن تأثیر میگذارد.
critics often challenge the assumptions made by theorists.
منتقدان اغلب فرضیات مطرح شده توسط نظریهپردازان را به چالش میکشند.
the theorists collaborated to publish their findings.
نظریهپردازان برای انتشار یافتههای خود با یکدیگر همکاری کردند.
some theorists focus on the psychological aspects of learning.
برخی از نظریهپردازان بر جنبههای روانشناختی یادگیری تمرکز میکنند.
the theorists presented their work at an international conference.
نظریهپردازان کار خود را در یک کنفرانس بینالمللی ارائه کردند.
in academia, theorists often debate various methodologies.
در دانشگاه، نظریهپردازان اغلب روششناسیهای مختلف را مورد بحث قرار میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید