thighbone

[ایالات متحده]/ˈθaɪbəʊn/
[بریتانیا]/ˈθaɪboʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استخوان ران؛ فمور
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

broken thighbone

شکستگی ران

thighbone fracture

شکستگی ران

thighbone injury

آسیب ران

thighbone surgery

جراحی ران

thighbone pain

درد ران

thighbone length

طول ران

thighbone growth

رشد ران

thighbone muscle

عضلات ران

thighbone alignment

تراز ران

thighbone support

حمایت از ران

جملات نمونه

the thighbone is the longest bone in the human body.

استخوان ران طولانی‌ترین استخوان در بدن انسان است.

fractures of the thighbone can be very painful.

شکستگی استخوان ران می‌تواند بسیار دردناک باشد.

doctors often use x-rays to examine the thighbone.

پزشکان اغلب از اشعه ایکس برای بررسی استخوان ران استفاده می‌کنند.

a strong thighbone is essential for athletes.

یک استخوان ران قوی برای ورزشکاران ضروری است.

rehabilitation after a thighbone injury can take months.

توانبخشی پس از آسیب دیدگی استخوان ران می‌تواند ماه‌ها طول بکشد.

she complained of pain in her thighbone after the fall.

او پس از سقوط از درد در استخوان ران شکایت کرد.

the thighbone connects the hip to the knee.

استخوان ران لگن را به زانو متصل می‌کند.

thighbone injuries are common in contact sports.

آسیب‌های استخوان ران در ورزش‌های تماسی رایج هستند.

during the surgery, the doctor repaired the broken thighbone.

در طول جراحی، پزشک استخوان ران شکسته را ترمیم کرد.

strength training can help build a stronger thighbone.

تمرینات قدرتی می‌تواند به تقویت استخوان ران کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید