plastic thumbpick
پیک تاپ پلاستیک
metal thumbpick
پیک تاپ فلزی
large thumbpick
پیک تاپ بزرگ
small thumbpick
پیک تاپ کوچک
medium thumbpick
پیک تاپ متوسط
thumbpick for banjo
پیک تاپ برای بانجو
thumbpick for guitar
پیک تاپ برای گیتار
using a thumbpick
استفاده از پیک تاپ
thumbpick and fingers
پیک تاپ و انگشتان
thumbpick player
کاربر پیک تاپ
the guitarist needed a new thumbpick for the performance.
گیتاریست نیاز به یک گیتارهای جدید برای اجرای داشت.
he prefers using a plastic thumbpick over a metal one.
او ترجیح میدهد از یک گیتارهای پلاستیکی به جای یک گیتارهای فلزی استفاده کند.
you can adjust the fit of the thumbpick by bending it slightly.
شما میتوانید تناسب گیتارهای را با خم کردن آن کمی تنظیم کنید.
she lost her favorite thumbpick during the band practice.
او گیتارهای مورد علاقهاش را در حین تمرین گروه از دست داد.
a thumbpick is essential for playing fingerstyle guitar.
یک گیتارهای برای بازی گیتار سبک انگشتی ضروری است.
please hand me the large thumbpick from the table.
لطفاً گیتارهای بزرگ را از روی میز به من بدهید.
the thumbpick allows for a louder bass line on the acoustic guitar.
گیتارهای اجازه میدهد تا خط پایهای صدای بلندتری در گیتار آکوستیک داشته باشید.
he bought a pack of medium thumbpicks at the music store.
او یک بسته از گیتارهای متوسط را از فروشگاه موسیقی خرید.
wearing a thumbpick feels strange at first for beginners.
برای مبتدیان، استفاده از گیتارهای در ابتدا عجیب به نظر میرسد.
the blue thumbpick matches the color of his guitar.
گیتارهای آبی با رنگ گیتار او مطابقت دارد.
make sure the thumbpick is secure before you start strumming.
قبل از شروع به ضربالمثل، مطمئن شوید گیتارهای محکم است.
different brands offer various sizes of the thumbpick.
برندهای مختلف اندازههای مختلفی از گیتارهای ارائه میدهند.
plastic thumbpick
پیک تاپ پلاستیک
metal thumbpick
پیک تاپ فلزی
large thumbpick
پیک تاپ بزرگ
small thumbpick
پیک تاپ کوچک
medium thumbpick
پیک تاپ متوسط
thumbpick for banjo
پیک تاپ برای بانجو
thumbpick for guitar
پیک تاپ برای گیتار
using a thumbpick
استفاده از پیک تاپ
thumbpick and fingers
پیک تاپ و انگشتان
thumbpick player
کاربر پیک تاپ
the guitarist needed a new thumbpick for the performance.
گیتاریست نیاز به یک گیتارهای جدید برای اجرای داشت.
he prefers using a plastic thumbpick over a metal one.
او ترجیح میدهد از یک گیتارهای پلاستیکی به جای یک گیتارهای فلزی استفاده کند.
you can adjust the fit of the thumbpick by bending it slightly.
شما میتوانید تناسب گیتارهای را با خم کردن آن کمی تنظیم کنید.
she lost her favorite thumbpick during the band practice.
او گیتارهای مورد علاقهاش را در حین تمرین گروه از دست داد.
a thumbpick is essential for playing fingerstyle guitar.
یک گیتارهای برای بازی گیتار سبک انگشتی ضروری است.
please hand me the large thumbpick from the table.
لطفاً گیتارهای بزرگ را از روی میز به من بدهید.
the thumbpick allows for a louder bass line on the acoustic guitar.
گیتارهای اجازه میدهد تا خط پایهای صدای بلندتری در گیتار آکوستیک داشته باشید.
he bought a pack of medium thumbpicks at the music store.
او یک بسته از گیتارهای متوسط را از فروشگاه موسیقی خرید.
wearing a thumbpick feels strange at first for beginners.
برای مبتدیان، استفاده از گیتارهای در ابتدا عجیب به نظر میرسد.
the blue thumbpick matches the color of his guitar.
گیتارهای آبی با رنگ گیتار او مطابقت دارد.
make sure the thumbpick is secure before you start strumming.
قبل از شروع به ضربالمثل، مطمئن شوید گیتارهای محکم است.
different brands offer various sizes of the thumbpick.
برندهای مختلف اندازههای مختلفی از گیتارهای ارائه میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید