till the end
تا انتها
till tomorrow
تا فردا
cash till
صندوق
till death
تا زمان مرگ
a tiller of soil.
یک مزرعهدار
the tiller of a boat
چراغ قایق
He will stay there till May.
او تا ماه آنجا خواهد ماند.
If the tiller is industrious,the farmland is productive.
اگر دستان در دستر کار کوشا باشند، زمین کشاورزی بارور خواهد بود.
They can't tell till they X-ray.
تا زمانی که عکسبرداری کنند، نمیتوانند بگویند.
beat them till they be thoroughly commixed.
آنها را بزنید تا کاملاً مخلوط شوند.
save your strength till later.
قدرت خود را تا بعد ذخیره کنید.
I took the tiller and made for the shore.
من tiller را برداشتم و به سمت ساحل رفتم.
Let the milk stand till it creams.
اجازه دهید شیر تا زمانی که به خامه تبدیل شود، بماند.
from morning till night
از صبح تا شب
The matter will keep till tomorrow.
این موضوع تا فردا ادامه خواهد داشت.
a steady hand on the tiller;
یک دست ثابت روی tiller;
Just wait till you hear this story.
فقط صبر کنید تا این داستان را بشنوید.
to wait till ten o'clock
تا ساعت ده صبر کنید
The new man doesn't come on till midnight.
مرد جدید تا نیمه شب نمیآید.
They work from dawn till dark.
آنها از سحر تا تاریکی شب کار میکنند.
They swam till the tide began to ebb.
آنها تا زمانی که جزر و مد شروع به عقب نشینی کرد شنا کردند.
We must hold out till victory.
ما باید تا پیروزی مقاومت کنیم.
till the end
تا انتها
till tomorrow
تا فردا
cash till
صندوق
till death
تا زمان مرگ
a tiller of soil.
یک مزرعهدار
the tiller of a boat
چراغ قایق
He will stay there till May.
او تا ماه آنجا خواهد ماند.
If the tiller is industrious,the farmland is productive.
اگر دستان در دستر کار کوشا باشند، زمین کشاورزی بارور خواهد بود.
They can't tell till they X-ray.
تا زمانی که عکسبرداری کنند، نمیتوانند بگویند.
beat them till they be thoroughly commixed.
آنها را بزنید تا کاملاً مخلوط شوند.
save your strength till later.
قدرت خود را تا بعد ذخیره کنید.
I took the tiller and made for the shore.
من tiller را برداشتم و به سمت ساحل رفتم.
Let the milk stand till it creams.
اجازه دهید شیر تا زمانی که به خامه تبدیل شود، بماند.
from morning till night
از صبح تا شب
The matter will keep till tomorrow.
این موضوع تا فردا ادامه خواهد داشت.
a steady hand on the tiller;
یک دست ثابت روی tiller;
Just wait till you hear this story.
فقط صبر کنید تا این داستان را بشنوید.
to wait till ten o'clock
تا ساعت ده صبر کنید
The new man doesn't come on till midnight.
مرد جدید تا نیمه شب نمیآید.
They work from dawn till dark.
آنها از سحر تا تاریکی شب کار میکنند.
They swam till the tide began to ebb.
آنها تا زمانی که جزر و مد شروع به عقب نشینی کرد شنا کردند.
We must hold out till victory.
ما باید تا پیروزی مقاومت کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید