till

[ایالات متحده]/tɪl/
[بریتانیا]/tɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشویی برای نگهداری پول؛ پول ذخیره؛ یک سپرده یخ
prep. تا
conj. تا
vt. کشت کردن؛ شخم زدن
vi. کشت کردن؛ شخم زدن
Word Forms
قسمت سوم فعلtilled
شکل سوم شخص مفردtills
جمعtills
زمان گذشتهtilled
صفت یا فعل حال استمراریtilling

عبارات و ترکیب‌ها

till the end

تا انتها

till tomorrow

تا فردا

cash till

صندوق

till death

تا زمان مرگ

جملات نمونه

a tiller of soil.

یک مزرعه‌دار

the tiller of a boat

چراغ قایق

He will stay there till May.

او تا ماه آنجا خواهد ماند.

If the tiller is industrious,the farmland is productive.

اگر دستان در دستر کار کوشا باشند، زمین کشاورزی بارور خواهد بود.

They can't tell till they X-ray.

تا زمانی که عکسبرداری کنند، نمی‌توانند بگویند.

beat them till they be thoroughly commixed.

آنها را بزنید تا کاملاً مخلوط شوند.

save your strength till later.

قدرت خود را تا بعد ذخیره کنید.

I took the tiller and made for the shore.

من tiller را برداشتم و به سمت ساحل رفتم.

Let the milk stand till it creams.

اجازه دهید شیر تا زمانی که به خامه تبدیل شود، بماند.

from morning till night

از صبح تا شب

The matter will keep till tomorrow.

این موضوع تا فردا ادامه خواهد داشت.

a steady hand on the tiller;

یک دست ثابت روی tiller;

Just wait till you hear this story.

فقط صبر کنید تا این داستان را بشنوید.

to wait till ten o'clock

تا ساعت ده صبر کنید

The new man doesn't come on till midnight.

مرد جدید تا نیمه شب نمی‌آید.

They work from dawn till dark.

آنها از سحر تا تاریکی شب کار می‌کنند.

They swam till the tide began to ebb.

آنها تا زمانی که جزر و مد شروع به عقب نشینی کرد شنا کردند.

We must hold out till victory.

ما باید تا پیروزی مقاومت کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید