tillage

[ایالات متحده]/ˈtɪlɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈtɪlɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آماده‌سازی و استفاده از زمین برای کشت محصولات؛ عمل کشت زمین
Word Forms
جمعtillages

عبارات و ترکیب‌ها

conservation tillage

کشاورزی با حداقل شخم

minimum tillage

کشت کم‌فشرده

no-tillage farming

کشتی بدون شخم

strip tillage

شخم نواری

reduced tillage

شخم کمتر

tillage practice

روش‌های شخم

tillage system

سیستم شخم

tillage method

روش شخم

tillage equipment

تجهیزات شخم

tillage management

مدیریت شخم

جملات نمونه

proper tillage is essential for healthy crop growth.

خزش مناسب برای رشد سالم محصول ضروری است.

farmers often discuss the benefits of no-tillage practices.

کشاورزان اغلب مزایای روش‌های کشت بدون خزش را مورد بحث قرار می‌دهند.

conservation tillage can help reduce soil erosion.

خزش حفاظتی می‌تواند به کاهش فرسایش خاک کمک کند.

effective tillage methods improve soil structure.

روش‌های خزش موثر ساختار خاک را بهبود می‌بخشند.

crop rotation is often paired with tillage techniques.

چرخش محصول اغلب با تکنیک‌های خزش همراه است.

after tillage, the soil is ready for planting.

پس از خزش، خاک برای کاشت آماده است.

farmers must adapt their tillage practices to local conditions.

کشاورزان باید روش‌های خزش خود را با شرایط محلی تطبیق دهند.

incorporating organic matter during tillage enhances fertility.

قرار دادن مواد آلی در طول خزش باعث افزایش حاصلخیزی خاک می‌شود.

reduced tillage can lead to better moisture retention.

کاهش خزش می‌تواند منجر به حفظ بهتر رطوبت شود.

farmers are exploring new tillage technologies for efficiency.

کشاورزان در حال بررسی فناوری‌های جدید خزش برای افزایش کارایی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید