tinwares

[ایالات متحده]/ˈtɪn.wɛəz/
[بریتانیا]/ˈtɪn.wɛrz/

ترجمه

n. ظروف قلع؛ اقلام ساخته شده از قلع

عبارات و ترکیب‌ها

tinwares collection

کلکسیون لوازم قلع

tinwares shop

فروشگاه لوازم قلع

tinwares display

نمایش لوازم قلع

tinwares market

بازار لوازم قلع

tinwares seller

فروشنده لوازم قلع

tinwares design

طراحی لوازم قلع

tinwares purchase

خرید لوازم قلع

tinwares exhibit

نمایشگاه لوازم قلع

tinwares repair

تعمیر لوازم قلع

tinwares history

تاریخچه لوازم قلع

جملات نمونه

she collects beautiful tinwares from around the world.

او ظروف حلبی زیبا را از سراسر جهان جمع‌آوری می‌کند.

the antique shop specializes in vintage tinwares.

فروشگاه عتیقه‌فروشی در زمینه ظروف حلبی قدیمی تخصص دارد.

he uses tinwares for his camping trips.

او از ظروف حلبی برای سفرهای کمپینگ خود استفاده می‌کند.

they sell various tinwares at the local market.

آنها انواع مختلف ظروف حلبی را در بازار محلی می‌فروشند.

her kitchen is filled with colorful tinwares.

آشپزخانه او با ظروف حلبی رنگارنگ پر شده است.

we should avoid using tinwares for hot food.

ما باید از استفاده از ظروف حلبی برای غذاهای داغ خودداری کنیم.

he gifted her a set of decorative tinwares.

او یک مجموعه از ظروف حلبی تزئینی به او هدیه داد.

many people appreciate the charm of antique tinwares.

بسیاری از مردم جذابیت ظروف حلبی قدیمی را ارزیابی می‌کنند.

she painted her tinwares to give them a new look.

او ظروف حلبی خود را رنگ کرد تا به آنها ظاهری جدید بدهد.

tinwares are often used for storage in kitchens.

ظروف حلبی اغلب برای نگهداری در آشپزخانه استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید