tolerancia

[ایالات متحده]/tɒləˈreɪnsɪə/
[بریتانیا]/tɑːləˈreɪnsiə/

ترجمه

n. توانایی پذیرش یا تحمل نظرات، رفتارها یا افراد متفاوت بدون قضاوت یا شکایت؛ نگرشی که تفاوت‌های بین افراد را بدون تحيز یا تمييز پذيرفته مي‌شود؛ توانایی تحمل درد، مشکل یا رنج بدون آسيب رسي؛ در مهندسی/پزشکی: تغییر یا انحراف مجاز از اندازه‌گیری‌های استاندارد.

عبارات و ترکیب‌ها

zero tolerancia

پرسیان_ترجمه

sin tolerancia

پرسیان_ترجمه

tolerancia cero

پرسیان_ترجمه

con tolerancia

پرسیان_ترجمه

sin ninguna tolerancia

پرسیان_ترجمه

tolerancia absoluta

پرسیان_ترجمه

tolerancia infinita

پرسیان_ترجمه

tolerancia limitada

پرسیان_ترجمه

zero tolerancia policy

پرسیان_ترجمه

tiene poca tolerancia

پرسیان_ترجمه

جملات نمونه

our country has implemented a policy of zero tolerance for corruption.

کشور ما سیاستی با صفر تحمل در قبال فساد اجرا کرده است.

religious tolerance is essential for peaceful coexistence in diverse societies.

تحمل مذهبی برای همکنش آرامش بخش در جوامع متنوع ضروری است.

cultural tolerance allows us to appreciate different traditions and customs.

تحمل فرهنگی ما را قادر می سازد تا سنت ها و روشمندی های مختلف را قدر دانیم.

political tolerance is the foundation of a healthy democracy.

تحمل سیاسی پایه ای یک دموکراسی سالم است.

racial tolerance is still a major challenge in many parts of the world.

تحمل نژادی هنوز در بسیاری از بخش های جهان یک چالش اصلی است.

social tolerance varies significantly between different communities.

تحمل اجتماعی بین جوامع مختلف به طور قابل توجهی متفاوت است.

we must establish clear limits of tolerance in our professional relationships.

ما باید محدودیت های واضحی برای تحمل در روابط حرفه ای خود تعیین کنیم.

her level of tolerance for noise is remarkably low.

سطح تحمل او نسبت به صدای بسیار پایین است.

building frustration tolerance is an important life skill for children.

ایجاد تحمل ناراحتی یک مهارت حیاتی برای کودکان است.

athletes often have a higher pain tolerance than ordinary people.

ورزشکاران اغلب تحمل درد بیشتری نسبت به افراد عادی دارند.

this software has built-in error tolerance to prevent crashes.

این نرم افزار دارای تحمل خطا درونی برای جلوگیری از خرابی است.

democratic tolerance requires open dialogue between opposing viewpoints.

تحمل دموکراتیک نیازمند گفت و گوی باز بین نظرات مخالف است.

mutual tolerance is essential for a successful marriage.

تحمل متقابل برای ازدواج موفق ضروری است.

we need to develop greater tolerance towards those who think differently.

ما نیاز داریم تا نسبت به افرادی که به طور متفاوت فکر می کنند تحمل بیشتری توسعه دهیم.

show more tolerance with new employees who are still learning.

به کارمندان جدیدی که هنوز یاد می گیرند، بیشتر تحمل نشان دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید