tolling

[ایالات متحده]/ˈtɒlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtoʊlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دریافت هزینه برای یک خدمت یا دسترسی
v. شکل حال استمراری toll

عبارات و ترکیب‌ها

tolling agreement

توافقنامه تعلیق

tolling period

دوره تعلیق

tolling provision

ماده تعلیق

tolling statute

قانون تعلیق

tolling exception

استثناء تعلیق

tolling process

فرآیند تعلیق

tolling claim

ادعای تعلیق

tolling mechanism

مکانیزم تعلیق

tolling rule

قانون تعلیق

tolling law

قانون تعلیق

جملات نمونه

the tolling of the bells marked the end of the ceremony.

صدای زنگ‌ها نشان‌دهنده پایان مراسم بود.

we could hear the tolling in the distance as we walked.

ما صدای زنگ‌ها را از دور می‌شنیدیم، در حالی که راه می‌رفتیم.

the tolling of the clock reminded us of the passing time.

صدای ساعت به ما یادآوری می‌کرد که زمان می‌گذرد.

she listened to the tolling of the church bells.

او به صدای زنگ‌های کلیسا گوش می‌داد.

the tolling announced the arrival of the new year.

صدای زنگ‌ها اعلام ورود سال جدید شد.

after the tolling, the crowd fell silent.

پس از صدای زنگ‌ها، جمعیت ساکت شد.

the tolling echoed through the empty streets.

صدای زنگ‌ها در خیابان‌های خالی طنین‌انداز شد.

he found comfort in the tolling of the bells.

او در صدای زنگ‌ها آرامش یافت.

the tolling served as a reminder of the past.

صدای زنگ‌ها به عنوان یادآوری گذشته عمل کرد.

children gathered to listen to the tolling of the bells.

کودکان برای گوش دادن به صدای زنگ‌ها جمع شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید