sharp-toothed
دنداندار تیز
toothed edge
لبه دنداندار
toothed wheel
چرخ دنداندار
toothed belt
کمربند دنداندار
a saw-toothed mountain range; a sawtooth curve.
یک رشته کوه دندان ارهای؛ منحنی دندان ارهای
examined the figures with a fine-toothed comb but found no errors.
تصاویر را با دقت بررسی کرد اما هیچ خطایی پیدا نکرد.
Syn. cog, cogwheel, pinion, toothed wheel, spurwheel, sprocket, ragwheel,
مرادف: چرخدنده، چرخدنده کوچک، پروانه، چرخدنده دندهدار، چرخدنده محرک، زنجیر، چرخدنده پارچه.
sharp-toothed
دنداندار تیز
toothed edge
لبه دنداندار
toothed wheel
چرخ دنداندار
toothed belt
کمربند دنداندار
a saw-toothed mountain range; a sawtooth curve.
یک رشته کوه دندان ارهای؛ منحنی دندان ارهای
examined the figures with a fine-toothed comb but found no errors.
تصاویر را با دقت بررسی کرد اما هیچ خطایی پیدا نکرد.
Syn. cog, cogwheel, pinion, toothed wheel, spurwheel, sprocket, ragwheel,
مرادف: چرخدنده، چرخدنده کوچک، پروانه، چرخدنده دندهدار، چرخدنده محرک، زنجیر، چرخدنده پارچه.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید