toothed

[ایالات متحده]/tuːθt/
[بریتانیا]/tʊðd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دندانه‌دار; دندانه‌دار.

عبارات و ترکیب‌ها

sharp-toothed

دندان‌دار تیز

toothed edge

لبه دندان‌دار

toothed wheel

چرخ دندان‌دار

toothed belt

کمربند دندان‌دار

جملات نمونه

a saw-toothed mountain range; a sawtooth curve.

یک رشته کوه دندان اره‌ای؛ منحنی دندان اره‌ای

examined the figures with a fine-toothed comb but found no errors.

تصاویر را با دقت بررسی کرد اما هیچ خطایی پیدا نکرد.

Syn. cog, cogwheel, pinion, toothed wheel, spurwheel, sprocket, ragwheel,

مرادف: چرخ‌دنده، چرخ‌دنده کوچک، پروانه، چرخ‌دنده دنده‌دار، چرخ‌دنده محرک، زنجیر، چرخ‌دنده پارچه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید