topical

[ایالات متحده]/'tɒpɪk(ə)l/
[بریتانیا]/'tɑpɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به رویدادها یا موضوعات مورد علاقه عمومی
n. موضوعیت

عبارات و ترکیب‌ها

topical application

مصرف موضعی

جملات نمونه

The doctor prescribed a topical cream for the rash.

پزشک یک کرم موضعی برای بثورات پوستی تجویز کرد.

She applied a topical ointment to the insect bite.

او یک پماد موضعی به گزش حشرات زد.

The newspaper published a topical article on climate change.

روزنامه یک مقاله مرتبط با تغییرات آب و هوایی منتشر کرد.

The comedian's jokes were all topical and relevant.

تمام لطیفه‌های کمدین مرتبط و مرتبط بودند.

The TV show discussed topical issues affecting society.

برنامه تلویزیونی مسائل مرتبط با تأثیر بر جامعه را مورد بحث قرار داد.

She enjoys reading topical novels about current events.

او از خواندن رمان‌های مرتبط با وقایع جاری لذت می‌برد.

The professor gave a lecture on topical issues in economics.

استاد در مورد مسائل مرتبط در اقتصاد سخنرانی کرد.

The website provides a platform for discussing topical news.

وب سایت یک پلتفرم برای بحث در مورد اخبار مرتبط ارائه می دهد.

The documentary film explores topical themes of environmental conservation.

فیلم مستند مضامین مرتبط با حفاظت از محیط زیست را بررسی می‌کند.

The magazine covers a wide range of topical subjects.

مجله طیف گسترده ای از موضوعات مرتبط را پوشش می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید