tosser

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بازیکن دوم تیم.
Word Forms
جمعtossers

جملات نمونه

Jordanians rally to demand shoe tosser's release .

اردنی‌ها برای خواستار آزادی پرتاب‌کننده کفش دست به اعتراض زدند.

Reinforce the composition between smash Young Pioneer and the tosser;

ترکیب بین Smash Young Pioneer و پرتاب کننده را تقویت کنید.

He's such a tosser, always making rude jokes.

او همیشه یک متکبر است که شوخی‌های بی‌ادبانه می‌کند.

She called him a tosser after he cut her off in traffic.

او بعد از اینکه او در ترافیک از او سبقت گرفت، او را متکبر نامید.

Don't be a tosser and clean up after yourself.

متکبر نباشید و بعد از خودتان جمع کنید.

The tosser threw his trash on the ground.

متکبر زباله‌هایش را روی زمین انداخت.

He's always acting like a tosser to impress his friends.

او همیشه وانمود می‌کند که متکبر است تا دوستانش را تحت تاثیر قرار دهد.

She thinks he's just a posh tosser with no real substance.

او فکر می‌کند که او فقط یک متکبر مرفه است که هیچ عمق واقعی ندارد.

The tosser was kicked out of the bar for starting a fight.

متکبر به دلیل شروع درگیری از بار بیرون رانده شد.

He's a tosser who never takes responsibility for his actions.

او متکبری است که هرگز مسئولیت اعمال خود را بر عهده نمی‌گیرد.

She's tired of dating tossers who only care about themselves.

او از قرار دادن با متکبرانی که فقط به خودشان اهمیت می‌دهند خسته شده است.

The tosser was caught stealing from his coworkers.

متکبر در حال دزدی از همکارانش دستگیر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید