tourmaline

[ایالات متحده]/ˈtʊə.mə.liːn/
[بریتانیا]/ˈtɔːr.mə.liːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کانی سیلیکات بور کریستالی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

tourmaline crystal

کریستال تورمالین

tourmaline jewelry

جواهرات تورمالین

tourmaline stone

سنگ تورمالین

tourmaline pendant

آویز تورمالین

tourmaline bracelet

دستبند تورمالین

tourmaline necklace

گردنبند تورمالین

tourmaline ring

انگشتر تورمالین

tourmaline beads

مهره‌های تورمالین

tourmaline earrings

گوشواره‌های تورمالین

tourmaline healing

درمان با تورمالین

جملات نمونه

tourmaline is known for its vibrant colors.

تورمالین به خاطر رنگ‌های زنده خود شناخته شده است.

many people believe that tourmaline has healing properties.

بسیاری از مردم معتقدند که تورمالین دارای خواص درمانی است.

tourmaline gemstones are often used in jewelry.

سنگ‌های قیمتی تورمالین اغلب در جوالات استفاده می‌شوند.

she chose a tourmaline ring for her engagement.

او برای نامزدی خود یک انگشتر تورمالین انتخاب کرد.

tourmaline can be found in many different shades.

تورمالین را می‌توان در طیف‌های مختلف رنگ یافت.

some people wear tourmaline for its supposed protective effects.

برخی افراد تورمالین را به دلیل اثرات محافظتی آن می‌پوشند.

tourmaline is often used in crystal healing practices.

تورمالین اغلب در روش های درمانی کریستالی استفاده می شود.

she collects various types of tourmaline for her collection.

او انواع مختلف تورمالین را برای مجموعه خود جمع‌آوری می‌کند.

tourmaline can be found in locations around the world.

تورمالین را می‌توان در مکان‌های مختلف در سراسر جهان یافت.

tourmaline is sometimes used in electronics for its piezoelectric properties.

تورمالین گاهی اوقات در الکترونیک به دلیل خواص پیزوالکتریک آن استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید