trains

[ایالات متحده]/treɪnz/
[بریتانیا]/treɪnz/

ترجمه

n. سکوی راه‌آهن; وسایل نقلیه ریلی
v. شکل سوم شخص مفرد فعل train; آموزش دادن یا تحصیل دادن

عبارات و ترکیب‌ها

trains arrive

قطارها می‌رسند

trains depart

قطارها عزیمت می‌کنند

high-speed trains

قطارهای سریع‌السیر

train station

ایستگاه قطار

train tracks

راه‌آهن

train times

ساعت قطار

train journey

سفر با قطار

train fare

هزینه بلیط قطار

train schedule

جدول زمانی قطار

train crossing

تقاطع قطار

جملات نمونه

the trains were delayed due to heavy snow.

قطارها به دلیل بارش برف شدید تاخیر داشتند.

we took early morning trains to the countryside.

ما قطارهای صبح زود را به سمت حومه شهر بردیم.

the high-speed trains connect major cities.

قطارهای سریع‌السیر شهرهای بزرگ را به هم متصل می‌کنند.

he enjoys watching trains pass by the window.

او از تماشای عبور قطارها از کنار پنجره لذت می‌برد.

the train station was bustling with activity.

ایستگاه قطار مملو از فعالیت بود.

they missed their trains and had to wait.

آنها قطار خود را از دست دادند و مجبور به صبر کردند.

the freight trains carried goods across the country.

قطارهای باری کالاهای مورد نیاز را در سراسر کشور حمل می‌کردند.

we booked train tickets online in advance.

ما بلیط قطار را از قبل به صورت آنلاین رزرو کردیم.

the train journey was long but scenic.

سفر با قطار طولانی اما دیدنی بود.

the new trains are more comfortable and efficient.

قطارهای جدید راحت‌تر و کارآمدتر هستند.

the train schedule was posted on the board.

جدول زمانی قطار بر روی تخته اعلامی به نمایش گذاشته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید