transacting

[ایالات متحده]/trænˈzæktɪŋ/
[بریتانیا]/trænˈzæktɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل انجام دادن کسب و کار یا مذاکرات؛ مشارکت در یک معامله

عبارات و ترکیب‌ها

transacting business

انجام معاملات

transacting online

انجام معاملات آنلاین

transacting funds

انتقال وجوه

transacting payments

انجام پرداخت‌ها

transacting securely

انجام معاملات به صورت امن

transacting data

انتقال داده‌ها

transacting assets

انتقال دارایی‌ها

transacting services

ارائه خدمات

transacting information

انتقال اطلاعات

transacting agreements

انجام توافقات

جملات نمونه

he is transacting business with a new partner.

او در حال انجام کسب و کار با یک شریک جدید است.

they are transacting online to save time.

آنها برای صرفه جویی در وقت به صورت آنلاین معامله می کنند.

transacting in foreign currencies can be risky.

معامله با ارزهای خارجی می تواند خطرناک باشد.

she enjoys transacting with local vendors.

او از معامله با فروشندگان محلی لذت می برد.

transacting quickly is essential in this market.

انجام معاملات سریع در این بازار ضروری است.

he was transacting a large sum of money.

او در حال انجام یک مبلغ بزرگ پول بود.

transacting securely is crucial for online shopping.

انجام معاملات امن برای خرید آنلاین بسیار مهم است.

we are transacting various services for our clients.

ما خدمات مختلف را برای مشتریان خود انجام می دهیم.

transacting efficiently can lead to higher profits.

انجام معاملات به طور کارآمد می تواند منجر به افزایش سود شود.

he is transacting his assets to diversify his portfolio.

او دارایی های خود را برای متنوع کردن سبد سرمایه گذاری خود انجام می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید