transphobe

[ایالات متحده]/ˈtrænsfəʊb/
[بریتانیا]/ˈtrænsfoʊb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که علیه افراد ترانسجنسیتی تحيز شده یا از آنها تمایز اجتماعی می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

transphobes are wrong

خیانتکاران ترانس فوبیا اشتباه دارند

جملات نمونه

the transphobe made inflammatory remarks during the press conference.

افکار نژادپرستی در کنفرانس خبری توسط این فرد تحریک‌آمیز بیان شد.

social media platforms are cracking down on transphobe content.

پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی در حال محدود کردن محتوای نژادپرستی هستند.

many activists are fighting against transphobe discrimination.

بیشتر فعالان در برابر تبعیض نژادپرستی مبارزه می‌کنند.

the transphobe ideology has no place in modern society.

افکار نژادپرستی در جامعه مدرن جایی ندارد.

transphobe violence has increased in recent months.

عنف نژادپرستی در ماه‌های اخیر افزایش یافته است.

education is key to combating transphobe attitudes.

آموزش کلیدی برای مقابله با نژادپرستی است.

the politician was accused of being a transphobe.

این سیاستمدار متهم به نژادپرستی شد.

transphobe rhetoric creates a hostile environment.

گویش نژادپرستی محیطی دشمنانه ایجاد می‌کند.

laws should protect transgender individuals from transphobe attacks.

قوانین باید افراد نرمال‌زیست را از حملات نژادپرستی حفظ کنند.

public figures who spread transphobe views face backlash.

شخصیت‌های عمومی که نظرات نژادپرستی را پخش می‌کنند، با واکنش‌های منفی مواجه می‌شوند.

transphobe bullying in schools needs to be addressed.

تهدید و خشونت نژادپرستی در مدارس نیاز به بررسی دارد.

understanding can help reduce transphobe prejudice.

درک می‌تواند به کاهش نژادپرستی کمک کند.

the organization condemns all transphobe behavior.

این سازمان تمام رفتارهای نژادپرستی را محکوم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید