trombone

[ایالات متحده]/trɒm'bəʊn/
[بریتانیا]/trɑm'bon/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساز موسیقی در خانواده برنجی با لوله ای بلند و کشویی برای تغییر نت، که به طور معمول به عنوان ترومبون شناخته می شود
Word Forms
جمعtrombones

جملات نمونه

She played the trombone in the school band.

او در گروه موسیقی مدرسه، ترومبون می‌نواخت.

The trombone section had a powerful sound during the concert.

بخش ترومبون در طول کنسرت، صدایی قدرتمند داشت.

He practiced the trombone for hours every day to improve his skills.

او هر روز ساعت‌ها ترومبون می‌نواخت تا مهارت‌های خود را بهبود بخشد.

The jazz band featured a trombone solo in their performance.

گروه جاز، یک قطعه بداهه ترومبون را در اجرا خود به نمایش گذاشت.

The trombone player hit a high note with ease.

نوازنده ترومبون با سهولت، یک نت بالا را نواخت.

The trombone player had a unique style that captivated the audience.

نوازنده ترومبون سبکی منحصر به فرد داشت که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

She learned to read music while playing the trombone.

او در حین نواختن ترومبون، یاد گرفت که چگونه نت‌ها را بخواند.

The trombone's slide allows for smooth transitions between notes.

اسلاید ترومبون امکان انتقال روان بین نت‌ها را فراهم می‌کند.

The trombone section practiced their parts together to ensure harmony.

بخش ترومبون برای اطمینان از هماهنگی، بخش‌های خود را با هم تمرین کردند.

The trombone's rich tone added depth to the orchestra's sound.

صدای غنی ترومبون، عمق بیشتری به صدای ارکستر بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید