troubleshoot

[ایالات متحده]/'trʌblʃuːt/
[بریتانیا]/'trʌblʃut/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

به عنوان یک عیب یاب عمل کنید.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردtroubleshoots
صفت یا فعل حال استمراریtroubleshooting
جمعtroubleshoots

عبارات و ترکیب‌ها

troubleshooting steps

مراحل عیب‌یابی

جملات نمونه

I need to troubleshoot the issue with my computer.

من نیاز دارم مشکل دستگاه کامپیوتر خود را رفع کنم.

He is skilled at troubleshooting technical problems.

او در رفع مشکلات فنی مهارت دارد.

The IT department troubleshoots network issues regularly.

بخش فناوری اطلاعات به طور منظم مشکلات شبکه را رفع می‌کند.

She was hired to troubleshoot software bugs.

او برای رفع اشکالات نرم افزاری استخدام شد.

We need to troubleshoot the communication breakdown.

ما نیاز داریم اختلالات ارتباطی را رفع کنیم.

The mechanic will troubleshoot the engine noise.

مکانیک سر و صدای موتور را بررسی و رفع خواهد کرد.

They troubleshooted the malfunctioning equipment quickly.

آنها به سرعت تجهیزات معیوب را رفع کردند.

The team worked together to troubleshoot the production delays.

تیم برای رفع تأخیر در تولید با هم همکاری کردند.

It's important to troubleshoot any issues before they escalate.

قبل از اینکه مشکلات تشدید یابند، رفع آنها مهم است.

The technician will troubleshoot the heating system tomorrow.

تکنسین فردا سیستم گرمایشی را بررسی و رفع خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید