truncheon

[ایالات متحده]/'trʌn(t)ʃ(ə)n/
[بریتانیا]/'trʌntʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک چوب کوتاه و کلفت، به ویژه چماق یا باتوم افسر پلیس؛ نماد اقتدار؛ باتن فرمانده؛ دسته نیزه؛ تنه درخت
vt. با چوب ضربه زدن، با باتوم زدن
Word Forms

جملات نمونه

a policeman’s truncheon

چوب پلیس

Some of the prisoners were beaten about the head with rubber truncheons.

برخی از زندانیان مورد ضرب و شتم در قسمت سر با چوب‌های لاستیکی قرار گرفتند.

The police officer carried a truncheon while patrolling the streets.

مامور پلیس در حین گشت زنی در خیابان‌ها یک چوب‌دستی حمل می‌کرد.

He used a truncheon to control the unruly crowd during the protest.

او از یک چوب‌دستی برای کنترل جمعیت آشوبگر در جریان اعتراضات استفاده کرد.

The security guard was equipped with a truncheon for safety purposes.

نگهبان امنیتی برای اهداف ایمنی با یک چوب‌دستی مجهز بود.

The truncheon is a common tool used by law enforcement officers.

چوب‌دستی یک ابزار رایج است که توسط افسران مجری قانون استفاده می‌شود.

The truncheon is also known as a baton or nightstick.

چوب‌دستی همچنین به عنوان چوب یا چوب‌دستی شب شناخته می‌شود.

The officer swung his truncheon to disperse the crowd.

مامور برای متفرق کردن جمعیت چوب‌دستی خود را به حرکت درآورد.

She felt safer knowing that she had a truncheon for protection.

او احساس امنیت بیشتری کرد زیرا می‌دانست برای محافظت یک چوب‌دستی دارد.

The truncheon is a symbol of authority and power.

چوب‌دستی نمادی از اقتدار و قدرت است.

The truncheon is an essential tool for self-defense training.

چوب‌دستی یک ابزار ضروری برای آموزش دفاع شخصی است.

The officer's truncheon was engraved with his badge number.

چوب‌دستی افسر با شماره نشان او حک شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید