tube

[ایالات متحده]/tjuːb/
[بریتانیا]/tuːb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لوله; دستگاه الکترونیکی; تونل
vt. قرار دادن چیزی در یک لوله; حمل و نقل با استفاده از یک لوله
vi. [slang] رد شدن از یک آزمون; سفر کردن با مترو.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردtubes
صفت یا فعل حال استمراریtubing
قسمت سوم فعلtubed
زمان گذشتهtubed
جمعtubes

عبارات و ترکیب‌ها

inner tube

تیوب داخلی

test tube

لوله آزمایش

tube station

ایستگاه مترو

YouTube

یوتیوب

tube top

سر لوله

steel tube

لوله فولادی

seamless steel tube

لوله فولادی یکپارچه

copper tube

لوله مسی

glass tube

لوله شیشه ای

tube wall

دیوار لوله

tube sheet

صفحه لوله

stainless steel tube

لوله استیل ضد زنگ

tube bundle

بسته لوله

seamless tube

لوله یکپارچه

fallopian tube

لوله فالوپ

vacuum tube

لوله خلاء

draft tube

لوله پیش‌نویس

metal tube

لوله فلزی

finned tube

لوله فن دار

capillary tube

لوله مویین

tube mill

کارخانه لوله سازی

furnace tube

لوله کوره

picture tube

لوله تصویر

جملات نمونه

a tube of toothpaste.

یک لوله خمیر دندان

a tube of lager.

یک لوله آبجو

a tube of Smarties.

یک لوله اسمارتیز

exhaust a tube of air

خروج هوا از یک لوله

Give the tube of toothpaste a squeeze.

مقدار کمی خمیر دندان از لوله خارج کنید.

I caught the tube home.

من سوار مترو به خانه شدم.

tubes of digestive mints.

لوله های نعناع گوارشی

the paint is more fluid than tube watercolours.

رنگ بیشتر از آبرنگ لوله ای سیال است.

watching the tube in a country bar.

تماشای تلویزیون در یک بار روستایی.

self-sealing pneumatic tube system

سیستم لوله پنوماتیک خوددرزگیر

The tube is ten feet wide in the clear.

لوله ده فوت عرض دارد و در دیدرس است.

cathode-ray memory tube ;cathoderay memory tube;cathode ray memory tube;cathode ray storage tube;cathode-ray storage tube;

لامپ حافظه پرتو کاتدی؛لامپ حافظه کاتدی؛لامپ پرتو کاتدی؛لامپ ذخیره سازی پرتو کاتدی؛لامپ ذخیره سازی پرتو کاتدی;

This is accomplished by the use of full-length eductor tubes (dip tubes) and gooseneck eductor tubes (see Fig. 1).

این کار با استفاده از لوله های تخلیه کامل (لوله های شیرجه) و لوله های تخلیه دسته ارغوانی (به شکل 1 مراجعه کنید) انجام می شود.

a shipment of steel tubes destined for Iraq.

یک محموله لوله های فولادی که قرار است به عراق برود.

the tube had an internal diameter of 1.1 mm.

لوله دارای قطر داخلی 1.1 میلی‌متر بود.

a glass tube closed at one end.

یک لوله شیشه ای که در یک طرف بسته است.

on the way to the tube station she passed a cinema.

در راه رسیدن به ایستگاه مترو از کنار یک سینما عبور کرد.

نمونه‌های واقعی

Let's remove the air from your inner tube.

بیایید هوا را از لوله درونی شما خارج کنیم.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

So I have these packing tubes here.

پس این لوله های بسته‌بندی را در اینجا دارم.

منبع: Scientific World

We have an inner tube in there.

ما یک لوله درونی در آنجا داریم.

منبع: VOA Standard English_ Technology

So those numbers you see are nixie tubes.

بنابراین اعدادی که می‌بینید لوله‌های نیکسی هستند.

منبع: Connection Magazine

Judy is a pupil. She has some tubes.

جودی یک دانش‌آموز است. او چند لوله دارد.

منبع: Shanghai Education Edition Oxford Primary English (Starting from Grade 3) Grade 4 Upper Volume

Are these the tubes that we see out there?

آیا اینها لوله‌هایی هستند که ما در آنجا می‌بینیم؟

منبع: CNN 10 Student English October 2018 Collection

I mean part of your resonance tube is blocked.

منظورم این است که بخشی از لوله تشدید شما مسدود شده است.

منبع: PBS Fun Science Popularization

I put that tube top on as a joke.

من آن سر لوله را به عنوان یک شوخی پوشیدم.

منبع: Friends Season 9

We've really got to grease that tube!

ما واقعاً باید آن لوله را چرب کنیم!

منبع: Grammar Lecture Hall

They fill these tubes with gases that glow when electrified.

آنها این لوله ها را با گازهایی پر می کنند که هنگام برق گرفتگی می درخشند.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید