tumbler

[ایالات متحده]/'tʌmblə/
[بریتانیا]/'tʌmblɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لیوانی برای نوشیدن مشروبات الکلی، معمولاً بدون دسته یا پایه
n. پینی که از چرخش سیلندر قفل جلوگیری می‌کند
n. اهرم متحرک در قفل یا دستگاه دیگر
Word Forms
جمعtumblers

عبارات و ترکیب‌ها

insulated tumbler

لیوان عایق

stainless steel tumbler

لیوان استیل ضد زنگ

جملات نمونه

The tumbler is not half full.

لیوان نصف پر نیست.

He drank from a tumbler.

او از لیوان نوشید.

a tumbler who is a member of a turnverein.

یک لیوان که عضو یک تروورین است.

Once installed, your laundry’s washer-extractors, drying tumblers and flatwork ironers aren’t going anywhere until you replace them.

پس از نصب، دستگاه‌های شستشو و خشک‌کننده لباس‌های شما، خشک‌کن‌ها و اتوهای تخت‌خوابی تا زمانی که آن‌ها را تعویض نکنید، جایی نمی‌روند.

Linton mixed a tumbler of negus, and Isabella emptied a plateful of cakes into her lap, and Edgar stood gaping at a distance.

لینتون یک لیوان نگوس درست کرد، ایزابلا یک بشقاب شیرینی را در دامنش ریخت و ادگار با دهان باز از دور ایستاد.

It mainly consists of blind cap, blind base, unblanking mechanism, seal ring, tumbler, safety lock plate, pressure relief.

این عمدتاً از درب کور، پایه کور، مکانیسم از بین بردن کور، حلقه آب‌بندی، لیوان، صفحه قفل ایمنی، فشار‌گیری تشکیل شده است.

نمونه‌های واقعی

The Rome of beggars, buskers, tumblers, quacks and whores.

رُم ولایه‌نشینان، بزازان، شعبده‌بازان، دکاندگان و روسپیان.

منبع: The Power of Art - Michelangelo da Caravaggio

Next, a dryer-like tumbler uses ozone to fade jeans.

سپس، یک محفظه خشک‌کننده مانند، از اوزون برای محو کردن جین استفاده می‌کند.

منبع: Newsweek

Three glass tumblers stood ready on the toilet seat.

سه عدد لیوان شیشه‌ای آماده روی صندلی توالت بودند.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

Before you throw the last tumbler, you might want to pause to consider the beauty of this moment.

قبل از انداختن آخرین محفظه، شاید بخواهید مکث کنید و زیبایی این لحظه را در نظر بگیرید.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

I chose the martini, and calling the steward he ordered a tumbler of ice and a couple of glasses.

من مارتینی را انتخاب کردم و با تماس با مسئول، سفارش یک محفظه یخ و چند لیوان را داد.

منبع: Past exam papers for the English major level 4 reading section.

This can also be called a tumbler, especially because it's insulated and can keep my tea hot all day.

این را می‌توان محفظه نیز نامید، به خصوص از آنجایی که عایق است و می‌تواند چای من را در طول روز گرم نگه دارد.

منبع: Learn phrases and vocabulary with Vanessa.

Made a lot of friends, shared milkshakes with more than one female tumbler.

دوست‌های زیادی پیدا کردم، با بیش از یک محفظه زن شیرمیکس تقسیم کردم.

منبع: Modern Family - Season 04

The candle under the smallest tumbler, which has least air in it, will go out first.

شمع زیر کوچکترین محفظه که کمترین هوا را دارد، ابتدا خاموش می‌شود.

منبع: British Students' Science Reader

I became friends with a Russian tumbler named Sergei who wanted to hear all about the U.S.

با یک محفظه روسی به نام سرگئی که می‌خواست همه چیز در مورد ایالات متحده بشنود، دوست شدم.

منبع: Modern Family - Season 10

Let us light two or three bits of candle and put them under glass tumblers of different sizes.

بیایید دو یا سه تکه شمع روشن کنیم و آنها را زیر محفظه‌های شیشه‌ای با اندازه‌های مختلف قرار دهیم.

منبع: British Students' Science Reader

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید