tumorigenesis

[ایالات متحده]/ˌtjuːməraɪˈdʒɛnɪsɪs/
[بریتانیا]/ˌtuməraɪˈdʒɛnɪsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تشکیل تومور

عبارات و ترکیب‌ها

tumorigenesis pathway

مسیر تورم‌زایی

tumorigenesis factors

عوامل تورم‌زایی

tumorigenesis process

فرآیند تورم‌زایی

tumorigenesis model

مدل تورم‌زایی

tumorigenesis mechanisms

مکانیسم‌های تورم‌زایی

tumorigenesis genes

ژن‌های تورم‌زایی

tumorigenesis research

تحقیقات تورم‌زایی

tumorigenesis inhibitors

مهارکننده‌های تورم‌زایی

tumorigenesis agents

عامل‌های تورم‌زایی

tumorigenesis signaling

سیگنالینگ تورم‌زایی

جملات نمونه

tumorigenesis is a complex process involving genetic mutations.

تومورزایی یک فرآیند پیچیده است که شامل جهش‌های ژنتیکی می‌شود.

understanding tumorigenesis can lead to better cancer treatments.

درک تومورزایی می‌تواند منجر به درمان‌های بهتر سرطان شود.

research on tumorigenesis focuses on cellular changes.

تحقیقات در مورد تومورزایی بر تغییرات سلولی تمرکز دارد.

environmental factors can influence tumorigenesis significantly.

عوامل محیطی می‌توانند به طور قابل توجهی بر تومورزایی تأثیر بگذارند.

there are several stages in the process of tumorigenesis.

چندین مرحله در فرآیند تومورزایی وجود دارد.

genetic predisposition plays a role in tumorigenesis.

استعداد ژنتیکی در تومورزایی نقش دارد.

researchers are studying the mechanisms of tumorigenesis.

محققان در حال مطالعه مکانیسم‌های تومورزایی هستند.

diet and lifestyle choices can affect tumorigenesis rates.

رژیم غذایی و انتخاب‌های سبک زندگی می‌توانند بر نرخ تومورزایی تأثیر بگذارند.

early detection can help prevent tumorigenesis.

تشخیص زودهنگام می‌تواند به پیشگیری از تومورزایی کمک کند.

new therapies aim to target the pathways of tumorigenesis.

درمان‌های جدید هدف قرار دادن مسیرهای تومورزایی را هدف قرار می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید