| جمع | tune-ups |
tune-up time
زمان تنظیم
get a tune-up
یک تنظیم بگیرید
engine tune-up
تنظیم موتور
regular tune-up
تنظیم منظم
tune-up service
سرویس تنظیم
tune-up cost
هزینه تنظیم
tune-up needed
تنظیم مورد نیاز است
tune-up shop
مغازه تنظیم
doing a tune-up
در حال انجام تنظیم
car tune-up
تنظیم ماشین
the car needs a tune-up before the road trip.
ماشین نیاز به تنظیم قبل از سفر در دستگاه دارد.
i'm taking my bike in for a tune-up this weekend.
این هفته ایند را برای تنظیم دوچرخه ام می برم.
a regular engine tune-up can improve gas mileage.
یک تنظیم موتور معمول می تواند مصرف سوخت را بهبود بخشد.
the piano player gave the instrument a quick tune-up.
گیتاریست به دستگاه یک تنظیم سریع داد.
we scheduled a tune-up for the hvac system.
ما یک تنظیم را برای سیستم hvac برنامه ریزی کردیم.
the band decided to tune-up before the concert.
گروه تصمیم گرفت قبل از کنسرت تنظیم کند.
a full tune-up includes replacing spark plugs.
یک تنظیم کامل شامل جایگزینی شمع ها می شود.
the mechanic recommended a tune-up for my vehicle.
تکنسیان یک تنظیم را برای خودرو من توصیه کرد.
it's time for a tune-up to keep the engine running smoothly.
زمانی است که برای حفظ عملکرد موتور به صورت یکنواخت تنظیم شود.
the guitarist gave his instrument a final tune-up.
گیتاریست به دستگاه خود یک تنظیم نهایی داد.
a preventative tune-up can avoid costly repairs later.
یک تنظیم پیشگیرانه می تواند تعمیرات گران قیمت در آینده را جلوگیری کند.
tune-up time
زمان تنظیم
get a tune-up
یک تنظیم بگیرید
engine tune-up
تنظیم موتور
regular tune-up
تنظیم منظم
tune-up service
سرویس تنظیم
tune-up cost
هزینه تنظیم
tune-up needed
تنظیم مورد نیاز است
tune-up shop
مغازه تنظیم
doing a tune-up
در حال انجام تنظیم
car tune-up
تنظیم ماشین
the car needs a tune-up before the road trip.
ماشین نیاز به تنظیم قبل از سفر در دستگاه دارد.
i'm taking my bike in for a tune-up this weekend.
این هفته ایند را برای تنظیم دوچرخه ام می برم.
a regular engine tune-up can improve gas mileage.
یک تنظیم موتور معمول می تواند مصرف سوخت را بهبود بخشد.
the piano player gave the instrument a quick tune-up.
گیتاریست به دستگاه یک تنظیم سریع داد.
we scheduled a tune-up for the hvac system.
ما یک تنظیم را برای سیستم hvac برنامه ریزی کردیم.
the band decided to tune-up before the concert.
گروه تصمیم گرفت قبل از کنسرت تنظیم کند.
a full tune-up includes replacing spark plugs.
یک تنظیم کامل شامل جایگزینی شمع ها می شود.
the mechanic recommended a tune-up for my vehicle.
تکنسیان یک تنظیم را برای خودرو من توصیه کرد.
it's time for a tune-up to keep the engine running smoothly.
زمانی است که برای حفظ عملکرد موتور به صورت یکنواخت تنظیم شود.
the guitarist gave his instrument a final tune-up.
گیتاریست به دستگاه خود یک تنظیم نهایی داد.
a preventative tune-up can avoid costly repairs later.
یک تنظیم پیشگیرانه می تواند تعمیرات گران قیمت در آینده را جلوگیری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید