tunny

[ایالات متحده]/ˈtʌni/
[بریتانیا]/ˈtʌni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی بزرگ، به‌ویژه تن
Word Forms
جمعtunnies

عبارات و ترکیب‌ها

blue tunny

تن ماهی آبی

tunny fish

ماهی تن

bigeye tunny

تن ماهی چشم بزرگ

tunny season

فصل تن ماهی

tunny fishing

ماهیگیری تن

tunny catch

گرفتن تن ماهی

tunny market

بازار تن ماهی

tunny species

گونه‌های تن ماهی

tunny population

جمعیت تن ماهی

tunny recipe

دستورالعمل تن ماهی

جملات نمونه

the chef prepared a delicious tunny dish for the guests.

سرآشپز یک غذای خوشمزه تن ماهی برای مهمانان آماده کرد.

we caught a large tunny during our fishing trip.

ما در طول سفر ماهیگیری خود یک تن ماهی بزرگ گرفتیم.

many people enjoy eating tunny sushi at japanese restaurants.

بسیاری از مردم از خوردن سوشی تن ماهی در رستوران های ژاپنی لذت می برند.

the tunny is known for its speed and agility in the ocean.

تن ماهی به سرعت و چابکی خود در اقیانوس معروف است.

he prefers tunny over other types of fish for grilling.

او تن ماهی را به جای سایر انواع ماهی برای گریل کردن ترجیح می دهد.

in mediterranean cuisine, tunny is often used in salads.

در آشپزی مدیترانه ای، تن ماهی اغلب در سالادها استفاده می شود.

they sell fresh tunny at the local fish market.

آنها تن ماهی تازه را در بازار ماهی محلی می فروشند.

fishing for tunny requires special techniques and equipment.

ماهیگیری برای تن ماهی به تکنیک ها و تجهیزات خاصی نیاز دارد.

the documentary highlighted the life cycle of the tunny.

مستند چرخه زندگی تن ماهی را برجسته کرد.

she ordered a sandwich filled with tunny salad for lunch.

او برای ناهار ساندویچی پر شده با سالاد تن ماهی سفارش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید