tuns

[ایالات متحده]/[tʌnz]/
[بریتانیا]/[tʌnz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نان کوچک گرد، معمولاً از نوع گندم سیاه یا پامپرنیکل؛ یک کیک کوچک گرد، اغلب حاوی میوه یا آجیل.
v. پخت یا تهیه کردن تون.

جملات نمونه

the company plans to invest millions in new infrastructure.

شرکت قصد دارد میلیون‌ها دلار در زیرساخت‌های جدید سرمایه‌گذاری کند.

she took turns driving with her friend on the long road trip.

او با دوستش نوبت‌نوب در طول سفر جاده‌ای طولانی رانندگی کرد.

the politician's popularity took a sharp turn for the worse.

محبوبیت سیاستمدار به طرز چشمگیری برای بدتر شدن تغییر کرد.

the river took a sudden turn to the left.

رودخانه به طور ناگهانی به سمت چپ پیچید.

he took turns answering questions from the audience.

او نوبت‌نوب از بین حضار به سؤالات پاسخ داد.

the economy took a positive turn after the new policies were implemented.

پس از اجرای سیاست‌های جدید، اقتصاد به سمت مثبت تغییر کرد.

the path took a sharp turn uphill.

مسیر به طرز تندی به سمت بالا پیچید.

the conversation took a serious turn when they discussed their finances.

وقتی در مورد امور مالی خود صحبت کردند، مکالمه به سمت جدی‌تر شدن رفت.

the project took a new turn with the arrival of the consultant.

با ورود مشاور، پروژه به مسیر جدیدی رفت.

the story took a surprising turn at the end.

در پایان داستان، یک چرخش غیرمنتظره رخ داد.

the negotiations took a constructive turn after the initial disagreements.

پس از اختلافات اولیه، مذاکرات به سمت سازنده شدن رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید