turquoise

[ایالات متحده]/'tə:kwɔiz/
[بریتانیا]/ˈtə..ˌkwɔɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک معدنی سبزآبی
adj. دارای رنگ سبزآبی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

turquoise jewelry

زیورآلات نفیس

turquoise color

رنگ فیروزه‌ای

beautiful turquoise

فیروزه‌ای زیبا

natural turquoise

فیروز طبیعی

turquoise blue

آبی فیروزه‌ای

جملات نمونه

the warm turquoise sea

دریاچه فیروزه‌ای گرم

a gold bracelet with a turquoise clasp.

یک دستبند طلایی با قفلی از جنس عقیقه.

the sky shaded from turquoise to night blue.

آسمان از آبی فیروزه‌ای به آبی شب‌گون تغییر کرد.

The widely used jade material then was mainly Hetian Jade, Dushan Jade, serpentine jade, turquoise, calcedony and so on.

مواد جید به طور گسترده استفاده شده در آن زمان عمدتاً جید هتین، جید دوشان، جید سبز رنگ، فارس، کالکدون و غیره بود.

Believer of dolichocephalic of a knock looks in square of big clear temple, see arrange orderly ghee to grow bright lamp, see the turquoise of Cang Yinma Nao of a full of beautiful things in eyes.

باورمند به دولیکوسفالیک از یک ضربه به شکل مربع معبد بزرگ و واضح، ببینید چطور کره را به طور مرتب بچینید تا لامپ روشن شود، رنگ فیروزه ای کانگ یینما نائو را ببینید که پر از چیزهای زیبا در چشمان شماست.

She wore a beautiful turquoise necklace.

او یک گردنبند زیبای فیروزه‌ای به تن داشت.

The turquoise waters of the Caribbean are stunning.

آب‌های فیروزه‌ای کارائیب خیره‌کننده هستند.

Turquoise is often associated with tranquility and calmness.

فیروزه‌ای اغلب با آرامش و آسایش مرتبط است.

He painted the walls a lovely shade of turquoise.

او دیوارها را با یک سایه زیبای فیروزه‌ای رنگ کرد.

Turquoise is a popular choice for jewelry.

فیروزه‌ای یک انتخاب محبوب برای جواهرات است.

The turquoise sky stretched out endlessly above us.

آسمان فیروزه‌ای به طور نامحدودی بالای سر ما گسترده شده بود.

She decorated her room with turquoise accents.

او اتاق خود را با جزئیات فیروزه‌ای تزئین کرد.

The artist used turquoise to create a striking contrast in the painting.

هنرمند از فیروزه‌ای برای ایجاد یک کنتراست چشمگیر در نقاشی استفاده کرد.

Turquoise is believed to bring good luck and protection.

معتقدند فیروزه‌ای شانس و محافظت را به ارمغان می‌آورد.

The turquoise dress she wore complemented her eyes perfectly.

لباس فیروزه‌ای که پوشیده بود، به طور کامل رنگ چشمانش را تکمیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید