I apologize for coming over unannounced like this.
من برای اینکه اینطوری بدون هماهنگی پیش آمدم عذرخواهی میکنم.
Having arrived unannounced for supper, we had to take potluck.
با توجه به اینکه بدون هماهنگی برای شام آمده بودیم، مجبور شدیم هرچه در دسترس بود بخوریم.
He showed up unannounced at her doorstep.
او بدون هماهنگی در آستان در خانه او ظاهر شد.
She made an unannounced visit to her friend's house.
او یک بازدید ناگهانی از خانه دوستش داشت.
The boss made an unannounced inspection of the office.
رئیس یک بازرسی ناگهانی از دفتر انجام داد.
The celebrity arrived unannounced at the event.
سلبریتی بدون هماهنگی در رویداد حاضر شد.
I received an unannounced phone call from an old friend.
من یک تماس تلفنی ناگهانی از یک دوست قدیمی دریافت کردم.
I apologize for coming over unannounced like this.
من برای اینکه اینطوری بدون هماهنگی پیش آمدم عذرخواهی میکنم.
Having arrived unannounced for supper, we had to take potluck.
با توجه به اینکه بدون هماهنگی برای شام آمده بودیم، مجبور شدیم هرچه در دسترس بود بخوریم.
He showed up unannounced at her doorstep.
او بدون هماهنگی در آستان در خانه او ظاهر شد.
She made an unannounced visit to her friend's house.
او یک بازدید ناگهانی از خانه دوستش داشت.
The boss made an unannounced inspection of the office.
رئیس یک بازرسی ناگهانی از دفتر انجام داد.
The celebrity arrived unannounced at the event.
سلبریتی بدون هماهنگی در رویداد حاضر شد.
I received an unannounced phone call from an old friend.
من یک تماس تلفنی ناگهانی از یک دوست قدیمی دریافت کردم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید