unbacked

[ایالات متحده]/ʌnˈbækt/
[بریتانیا]/ʌnˈbækt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون حمایت یا پشتیبانی؛ بدون پشتیبانی یا حمایت؛ اهلی نشده یا آموزش ندیده؛ بدون پشتی (مانند در صندلی)؛ بدون حامی یا بیمه‌گذار؛ بدون شرط بندی روی آن؛ قبلاً سوار نشده (مانند در اسب)

عبارات و ترکیب‌ها

unbacked currency

ارز بدون پشتوانه

unbacked debt

بدهی بدون پشتوانه

unbacked loan

وام بدون پشتوانه

unbacked asset

دارایی بدون پشتوانه

unbacked claim

ادعای بدون پشتوانه

unbacked security

ابزار مالی بدون پشتوانه

unbacked investment

سرمایه‌گذاری بدون پشتوانه

unbacked promise

قول بدون پشتوانه

unbacked transaction

معامله بدون پشتوانه

unbacked guarantee

تضمین بدون پشتوانه

جملات نمونه

the proposal was unbacked by any evidence.

پیشنهاد بدون هیچ مدرکی بود.

his claims remain unbacked by research.

ادعاهای او همچنان بدون پشتوانه تحقیقاتی باقی مانده است.

investing in unbacked assets can be risky.

سرمایه گذاری در دارایی های بدون پشتوانه می تواند خطرناک باشد.

the idea seemed unbacked by any logical reasoning.

به نظر می رسید این ایده بدون هیچ دلیل منطقی است.

her unbacked opinions stirred controversy.

نظرات بدون پشتوانه او جنجال ایجاد کرد.

the unbacked allegations caused public outrage.

اتهامات بدون پشتوانه باعث خشم عمومی شد.

many unbacked startups struggle to find funding.

بسیاری از استارت آپ های بدون پشتوانه برای یافتن بودجه تلاش می کنند.

the report was criticized for being unbacked.

گزارش به دلیل نداشتن پشتوانه مورد انتقاد قرار گرفت.

unbacked statements can damage credibility.

اظهارات بدون پشتوانه می تواند به اعتبار آسیب برساند.

his unbacked assertions were dismissed by experts.

ادعاهای بدون پشتوانه او توسط کارشناسان رد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید