unbranched

[ایالات متحده]/ʌnˈbrɑːncht/
[بریتانیا]/ʌnˈbrænʧt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون شاخه ها

عبارات و ترکیب‌ها

unbranched structure

ساختار بدون شاخه

unbranched growth

رشد بدون شاخه

unbranched path

مسیر بدون شاخه

unbranched form

فرم بدون شاخه

unbranched line

خط بدون شاخه

unbranched plant

گیاه بدون شاخه

unbranched design

طراحی بدون شاخه

unbranched segment

قطعه بدون شاخه

unbranched network

شبکه بدون شاخه

unbranched pathway

مسیر بدون شاخه

جملات نمونه

the plant has unbranched stems that grow straight up.

گیاه دارای ساقه‌های غیرمنشعب است که به طور مستقیم رشد می‌کنند.

unbranched pathways are easier to navigate in the forest.

مسیرهای غیرمنشعب در جنگل پیمایش آسان‌تری دارند.

some species of trees have unbranched trunks.

برخی از گونه‌های درختان دارای تنه غیرمنشعب هستند.

the unbranched design of the lamp gives it a modern look.

طراحی غیرمنشعب لامپ به آن ظاهری مدرن می‌دهد.

she prefers unbranched hairstyles for formal events.

او ترجیح می‌دهد برای رویدادهای رسمی از مدل موی غیرمنشعب استفاده کند.

unbranched coral formations are found in deeper waters.

تشکیلاتی از مرجان غیرمنشعب در آب‌های عمیق‌تر یافت می‌شوند.

the unbranched nature of the wire makes it easy to handle.

طبیعت غیرمنشعب سیم باعث می‌شود دست زدن به آن آسان باشد.

unbranched growth patterns can indicate environmental stress.

الگوهای رشد غیرمنشعب می‌تواند نشان‌دهنده استرس محیطی باشد.

she drew an unbranched tree in her art class.

او یک درخت غیرمنشعب در کلاس هنر خود کشید.

unbranched lines in the design create a sense of simplicity.

خطوط غیرمنشعب در طراحی حسی از سادگی ایجاد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید