unbuttered

[ایالات متحده]/ʌnˈbʌtəd/
[بریتانیا]/ʌnˈbʌtərd/

ترجمه

adj. کره نخورده

عبارات و ترکیب‌ها

unbuttered toast

نان تست بدون کره

unbuttered popcorn

پاپ‌کورن بدون کره

unbuttered bread

نان بدون کره

unbuttered muffin

ماফিন بدون کره

unbuttered biscuit

بیسکویت بدون کره

unbuttered rolls

نان برگر بدون کره

unbuttered scone

اسکون بدون کره

unbuttered cake

کیک بدون کره

unbuttered crackers

کیک بیسکویتی بدون کره

unbuttered sandwich

ساندویچ بدون کره

جملات نمونه

she prefers her toast unbuttered.

او ترجیح می‌دهد نان تستش را بدون کره بخورد.

he likes his popcorn unbuttered for a healthier snack.

او پاپ کورن بدون کره برای یک میان وعده سالم‌تر دوست دارد.

they served the bread unbuttered at the restaurant.

آنها نان را بدون کره در رستوران سرو کردند.

unbuttered pancakes can be enjoyed with syrup.

پنکیک‌های بدون کره را می‌توان با شربت نوشید.

for a lighter meal, she chose an unbuttered bagel.

برای یک وعده غذایی سبک‌تر، او یک دونات بدون کره انتخاب کرد.

he always orders his vegetables unbuttered.

او همیشه سبزیجاتش را بدون کره سفارش می‌دهد.

unbuttered popcorn is a great choice for movie nights.

پاپ کورن بدون کره یک انتخاب عالی برای شب‌های تماشای فیلم است.

she made a sandwich with unbuttered bread.

او یک ساندویچ با نان بدون کره درست کرد.

he enjoys unbuttered rice with his curries.

او از خوردن برنج بدون کره با کاری‌هایش لذت می‌برد.

for a change, try your toast unbuttered.

برای تنوع، نان تست خود را بدون کره امتحان کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید