unconformist

[ایالات متحده]/ˌʌnkənˈfɔːmɪst/
[بریتانیا]/ˌʌnkənˈfɔːrmɪst/

ترجمه

adj. غیرمتعارف، غیرهمراه با رسوم، سنت‌ها یا باورهای مستقر؛ غیراورثودکس یا نامتعارف
n. فردی که با رسوم، سنت‌ها یا باورهای مستقر مطابقت ندارد

جملات نمونه

the unconformist artist challenged traditional gallery norms by displaying sculptures in public spaces.

هنرمند بی‌توقع، هنجارهای سنتی گالری‌ها را به چالش کشید و مجسمه‌ها را در فضاهای عمومی به نمایش گذاشت.

her unconformist views on education inspired significant reforms in the curriculum.

دیدگاه‌های بی‌توقع او در مورد آموزش، اصلاحات مهمی را در برنامه درسی الهام بخشید.

the director took an unconformist approach to filmmaking, blending documentary with fiction.

کارگردان با رویکردی بی‌توقع به فیلمسازی، مستند را با داستان‌پردازی ترکیب کرد.

young readers were drawn to the writer's unconformist perspective on social issues.

خوانندگان جوان به دیدگاه بی‌توقع نویسنده در مورد مسائل اجتماعی جذب شدند.

the architect's unconformist design transformed the city's skyline with organic shapes.

طراحی بی‌توقع معمار، خط افق شهر را با اشکال ارگانیک متحول کرد.

his unconformist thinking attracted both critics and devoted followers.

تفکر بی‌توقع او هم منتقدان و هم پیروان وفادار را به خود جذب کرد.

the fashion designer's unconformist style redefined beauty standards in the industry.

سبک بی‌توقع طراح مد، استانداردهای زیبایی را در این صنعت دوباره تعریف کرد.

the philosopher's unconformist stance on consciousness sparked intense debate among scholars.

موضع بی‌توقع فیلسوف در مورد آگاهی، بحث‌های شدید بین محققان را برانگیخت.

the band's unconformist attitude toward commercialization earned them respect in the music community.

نگاه بی‌توقع گروه به تجاری‌سازی، احترام آنها را در جامعه موسیقی به دست آورد.

the chef's unconformist approach to traditional cuisine created a new culinary movement.

رویکرد بی‌توقع سرآشپز به آشپزی سنتی، یک جنبش آشپزی جدید ایجاد کرد.

the tech company's unconformist strategy focused on sustainability rather than profit.

استراتژی بی‌توقع شرکت فناوری بر پایداری تمرکز داشت تا سود.

the activist's unconformist methods brought attention to environmental issues.

روش‌های بی‌توقع فعال، توجه را به مسائل زیست‌محیطی جلب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید