uncorking

[ایالات متحده]/ʌnˈkɔː.kɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈkɔːr.kɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خارج کردن یک درپوش از یک بطری؛ باز کردن یا رها کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

uncorking wine

گشودن بطری شراب

uncorking a bottle

گشودن یک بطری

uncorking celebration

جشن باز کردن درب

uncorking joy

شادی باز کردن درب

uncorking fun

سرگرمی باز کردن درب

uncorking laughter

خنده باز کردن درب

uncorking memories

یادهای باز کردن درب

uncorking spirits

روح باز کردن درب

uncorking happiness

خوشبختی باز کردن درب

uncorking excitement

هیجان باز کردن درب

جملات نمونه

uncorking a bottle of wine can enhance the flavor.

باز کردن یک بطری شراب می‌تواند طعم آن را افزایش دهد.

she enjoyed uncorking the champagne for the celebration.

او از باز کردن شامپاین برای جشن لذت برد.

uncorking a new bottle is always exciting.

باز کردن یک بطری جدید همیشه هیجان‌انگیز است.

he was uncorking the wine when the guests arrived.

وقتی مهمان‌ها رسیدند، او در حال باز کردن شراب بود.

uncorking the bottle revealed a rich aroma.

باز کردن بطری، عطر غنی‌ای را آشکار کرد.

they were uncorking bottles for the dinner party.

آن‌ها در حال باز کردن بطری‌ها برای مهمانی شام بودند.

uncorking the beer was the highlight of the picnic.

باز کردن آبجو، اوج پیک‌نیک بود.

after uncorking, let the wine breathe for a few minutes.

بعد از باز کردن، اجازه دهید شراب چند دقیقه استراحت کند.

uncorking the first bottle marked the start of the party.

باز کردن اولین بطری، شروع مهمانی را نشان داد.

she has a special technique for uncorking without spills.

او یک روش خاص برای باز کردن بدون ریختن دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید