uncrusted bread
نان بدون پوست
an uncrusted pie
یک پای بدون پوست
kept uncrusted
بی پوست ماند
uncrusted surface
سطح بی پوست
uncrusted tart
تارت بی پوست
making uncrusted
ساختن بی پوست
totally uncrusted
کاملاً بی پوست
uncrusted pastry
پاییستی بی پوست
uncrusted filling
پرکننده بی پوست
with uncrusted top
بالا بی پوست
the uncrusted bread was perfect for making sandwiches.
خمیر تازهای که پوست نداشت برای ساندویچسازی کاملن مناسب بود.
we prefer uncrusted bagels for our breakfast toast.
ما برای ناهار خود از نانهای توت چرخداری که پوست ندارند ترجیح میدهیم.
she carefully sliced the uncrusted loaf of sourdough.
او با دقت نان تخممرغی که پوست نداشت را برش داد.
the uncrusted pizza base was surprisingly delicious.
پای پیتزا که پوست نداشت به طور شگفتآوری لذیذ بود.
he enjoyed spreading cream cheese on the uncrusted rolls.
او لذت برد که کرم چیز را روی نانهای پوستدار پخش میکرد.
the recipe called for uncrusted brioche for the french toast.
فرمول این نان برشدار را که پوست نداشت برای نان فرانسوی مورد نیاز بود.
they sold uncrusted rye bread at the local bakery.
آنها نان گندمی که پوست نداشت را در خبز فروشی محلی فروختند.
the uncrusted tortillas were ideal for making tacos.
توستیهای بدون پوست برای ساخت تاکوها ایدهآل بودند.
she used uncrusted english muffins for her eggs benedict.
او از نانهای انگلیسی که پوست نداشت برای تخممرغهای بنیدیکت خود استفاده کرد.
the children loved dipping the uncrusted bread in the soup.
کودکان دوست داشتند نان بدون پوست را در سوپ غوطهور کنند.
he bought a dozen uncrusted dinner rolls for the barbecue.
او برای گریلکردن یک دزین نانهای شام بدون پوست خرید.
uncrusted bread
نان بدون پوست
an uncrusted pie
یک پای بدون پوست
kept uncrusted
بی پوست ماند
uncrusted surface
سطح بی پوست
uncrusted tart
تارت بی پوست
making uncrusted
ساختن بی پوست
totally uncrusted
کاملاً بی پوست
uncrusted pastry
پاییستی بی پوست
uncrusted filling
پرکننده بی پوست
with uncrusted top
بالا بی پوست
the uncrusted bread was perfect for making sandwiches.
خمیر تازهای که پوست نداشت برای ساندویچسازی کاملن مناسب بود.
we prefer uncrusted bagels for our breakfast toast.
ما برای ناهار خود از نانهای توت چرخداری که پوست ندارند ترجیح میدهیم.
she carefully sliced the uncrusted loaf of sourdough.
او با دقت نان تخممرغی که پوست نداشت را برش داد.
the uncrusted pizza base was surprisingly delicious.
پای پیتزا که پوست نداشت به طور شگفتآوری لذیذ بود.
he enjoyed spreading cream cheese on the uncrusted rolls.
او لذت برد که کرم چیز را روی نانهای پوستدار پخش میکرد.
the recipe called for uncrusted brioche for the french toast.
فرمول این نان برشدار را که پوست نداشت برای نان فرانسوی مورد نیاز بود.
they sold uncrusted rye bread at the local bakery.
آنها نان گندمی که پوست نداشت را در خبز فروشی محلی فروختند.
the uncrusted tortillas were ideal for making tacos.
توستیهای بدون پوست برای ساخت تاکوها ایدهآل بودند.
she used uncrusted english muffins for her eggs benedict.
او از نانهای انگلیسی که پوست نداشت برای تخممرغهای بنیدیکت خود استفاده کرد.
the children loved dipping the uncrusted bread in the soup.
کودکان دوست داشتند نان بدون پوست را در سوپ غوطهور کنند.
he bought a dozen uncrusted dinner rolls for the barbecue.
او برای گریلکردن یک دزین نانهای شام بدون پوست خرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید